بخش ۱۳۰ - در بیان آنکه سرّ به نااهل نشاید گفتن که او را زیان دارد. زیرا هر سخن را سرّی است و هر سرّی را سرّی دیگر هرکه سخن را داند و سر سخن را نداند ناچار کژ رود و باز سر پیش سر سر همچون سخن است، کسی که سر سر را نداند شنیدن سر زیانش دارد از این سبب موسی علیهالسلام آن شخصی را که از حضرتش زبان و حوش و طیور التماس میکرد منع میفرمود و میگفت سلیمانی باید که از دانش زبان مرغان زیان نکند، در حق تو دانستن آن زهر قاتل است. باز وی لابه میکرد و موسی منع میفرمود تا سؤال و جواب از حد گذشت. آخرالامر گفت «ای موسی اگر همه نباشد باری زبان خروس و سگ که در خانه و بر درند بیاموز تا محروم نروم.» موسی زیان آنرا در آن آموختن مشاهده میفرمود، چندانکه منعش میکرد ممکن نمیشد و پند موسی را قبول نمیکرد، تا عاقبت آندو زبانرا به وی آموخت و فرمود که «یقین دان که از دانش این زیانمند خواهی شدن.»
هوش مصنوعی: این متن در قالب شعر به بحث دربارهٔ اهمیت آگاهی و دانش در زندگی میپردازد. شاعر تأکید میکند که افراد دانا و عاقل به خوبی میتوانند از تجربیات و دانش خود بهره ببرند و از خطرات و زیانهای ناشی از نادانی جلوگیری کنند. همچنین، او به این نکته اشاره میکند که نادانان با ندانستن حقیقت، خود را به زحمت میاندازند و در نهایت به خسارت میرسند.
شاعر مثالهای مختلفی از گفتگوها و حوادث را به کار میبرد که نشاندهندهٔ چگونگی تأثیر اطلاعات و آگاهی بر زندگی افراد است. مثلاً داستانی دربارهٔ خروس و سگی را مطرح میکند که به دروغ و مکر میپردازند و به نتایج منفی اعمالشان دچار میشوند. در پایان، شاعر بر این نکته تأکید میکند که باید صبر و شکرگزاری را در برابر مشکلات و زیانها پیشه کرد، زیرا ممکن است آنچه در ابتدا به نظر زیان میرسد، در واقع منجر به فواید و نتایج مثبت در آینده شود.
گرچه این نوع نکتهها خوب استنزد دانا عظیم مرغوب است
هوش مصنوعی: اگرچه این نوع مطالب دانشی خوب است، اما نزد افراد دانشمند و بافضیلت بسیار ارزشمندتر است.
از چنین قصّه غصه بستاندهر که او سرّ کار را داند
هوش مصنوعی: هر کسی که به راز و حقیقت موضوع آگاه باشد، میتواند از این داستان غمانگیز دل خود را برهاند.
همه را زین رسد فواید خوبهمه را این برد سوی مطلوب
هوش مصنوعی: همه از این موضوع بهرهمند میشوند و هر کسی به خواستهاش دست پیدا میکند.
مرغ جان را دهد هزاران پرتا پرد از فرشته بالاتر
هوش مصنوعی: پرندهای که جان دارد، هزاران پر به او داده میشود تا از فرشتهها بالاتر رود.
وان که نادان بود از آن درگاهافتد از کوری خود اندر چاه
هوش مصنوعی: کسی که نادان باشد، به دلیل ناآگاهی خود به دام میافتد و در مشکلات گرفتار میشود.
پس مکن هیچ نزد نادانانسرّ دل را عیان بیند زیان
هوش مصنوعی: پس هرگز در برابر نادانان، رازهای دل خود را فاش نکن، زیرا این کار خطرناک است.
راز دل را مگو به هر بیجانزانکه بیجان از او شود پیچان
هوش مصنوعی: راز دل خود را به هر کس که بیاحساس و بیجان است، نگو، زیرا که او نمیتواند آن را درک کند و ممکن است باعث دردسر یا مشکل شود.
داد او را زیان شنودن آننی زیانی که آید آن به زبان
هوش مصنوعی: گوش سپردن به حرفهای دیگران میتواند باعث آسیبهای بیشتری شود، نه آن آسیبی که با زبان بیان میشود.
هرکسی نیست قابل اسرارسر ز جاهل نهان کنند احرار
هوش مصنوعی: هر کس که نباید، نمیتواند به اسرار شخصی دست یابد و افراد آزاد و فرهیخته هم این اطلاعات را از نادانان مخفی میکنند.
ور بگویند سر بدو ناگهسر نپوشاند از کس آن ابله
هوش مصنوعی: اگر کسی به او بگوید که ناگهان خود را پنهان کند، این نادان از هیچکس روی خود را نمیپوشاند.
نبرد سود از نتیجۀ آنبلکه بیحد و بیشمار زیان
هوش مصنوعی: نتایج نبرد، بیشتر به زیانها و خسارات بیشمار آن میانجامد تا به سودی که ممکن است به دست آید.
باز سر را سریست بس پنهانکان بود چون قراضه این چون کان
هوش مصنوعی: باز سر، به معنای بازگشت و تغییر مسیر، به سرنوشتی اشاره دارد که پنهان و ناشناخته است. این سرنوشت، مانند زیرزمینی است که گنجهای آن بهسختی قابل دسترسیاند و از آنچه بر سطح نمایان است، پیچیدهتر و عمیقتر است. به عبارت دیگر، از آنچه دیده میشود ممکن است ارزشهای واقعی و گرانبهایی در زیر لایهها وجود داشته باشد.
هر که از سر سر نشد آگهلاجرم گم کند ره آن ابله
هوش مصنوعی: هر کسی که با معرفت و آگاهی به سر ندارد، ناچار در زندگی مسیر خود را گم میکند. این افراد نادان و بیخبر هستند.
نشود حکم سر ورا معلومچونکه سر سرش نشد مفهوم
هوش مصنوعی: حکم و نتیجه کار شخصی که به سرش نمیرسد، مشخص نمیشود، چون که خود وضعیت و حال او برایش قابل فهم نیست.
دانش آن نیاردش در کارکژ رود در طریق حق ناچار
هوش مصنوعی: کسی که علم و دانش ندارد، نمیتواند در کارها درست عمل کند و اگر هم بخواهد در راه درست قدم بردارد، ناچار به مشکلات میافتد.
حکم سر را کند کژ و معکوستا از آن باز او شود منکوس
هوش مصنوعی: سر را به صورت معکوس و برعکس قضاوت کن تا فرد بازگردد و از وضعیت منفی خود خارج شود.
خویشتن را به تیغ او کشد اودل و جان را سوی سقر کشد او
هوش مصنوعی: انسان خود را به دست او میسپارد و او نیز دل و جانش را به سوی نهایت سقوط میکشاند.
دوزخی از برای خود سازدسر سر را ز جهل اندازد
هوش مصنوعی: کسی که از روی نادانی و جهالت عمل کند، خودش را به دردسر میاندازد و به عواقب بدی گرفتار میشود.
اینچنین کس اگر نداند سررسد از صوم و از صلاتش بر
هوش مصنوعی: اگر کسی چنین باشد و نادان بماند، روزی به عواقب کارهایش پی خواهد برد، چه در مورد روزه و چه در مورد نماز.
پس ورا عجز بهتر و طاعتکه ز طاعت برد عوض راحت
هوش مصنوعی: پس بهتر است که در مقابل ناتوانی، تسلیم شویم و به جای زحمت و طاعت، از راحتی بهرهمند شویم.
هر که پا لایق گلیم کشدرخت را جانب کلیم کشد
هوش مصنوعی: هر کسی که شایستگی دارد، به هر جایی که میخواهد میتواند برود و از زندگی بهرهمند شود.
در دعا هر دو دست باز کندبندگی را دو صد نیاز کند
هوش مصنوعی: در دعا، انسان با تمام وجود و بدون هیچ حائلی به سوی خالقش میرود و با تمام نیازهایش، احترام و بندگیاش را نشان میدهد.
عاجزانه بجنبد اندر کارتا که آخر نگردد او افکار
هوش مصنوعی: باید با تلاش و کوشش به فعالیت بپردازد تا در پایان به نتیجهای نرسد که موجب سرخوردگیاش شود.
نیست قدرت مطابق نادانزان نداده است با همه یزدان
هوش مصنوعی: توانایی نادان به هیچ وجه با قدرت الهی یکسان نیست، زیرا این قدرت از جانب خداوند به او داده نشده است.
چون سلاح است قدرت اندر دستخویش نادان بدان کشد پیوست
هوش مصنوعی: وقتی که قدرتی در دست کسی نادان قرار گیرد، او مانند کسی است که سلاحی در دست دارد و به طور ناخواسته از آن استفاده میکند.
لیک از دست عاقل هشیارمینماید جهاد با هنجار
هوش مصنوعی: اما از دیدگاه فردی آگاه و خردمند، مبارزه با قواعد و قوانین همواره به نظر میرسد.
آنچه بایست و نیست پاره کندهرکرا چاره نیست چاره کند
هوش مصنوعی: هر چیزی که مقدر شده باشد، نمیتواند در برابر آن مقاومت کرد و اگر تقدیر به کار بیفتد، هیچ راه حلی وجود ندارد.
چیزها را به جای خود نهد اودشمنان را کند به کام عدو
هوش مصنوعی: او هر چیز را به جای خود قرار میدهد و دشمنان را به دام خود میکشاند.
هرچه آن کردنی است بگزارددر جهان رنج و فتنه نگذارد
هوش مصنوعی: هر چیزی که باید در دنیا انجام شود، به آن واگذارید؛ زیرا رنج و درد و مشکلات در آن وجود دارد.
عالمی را کند به لطف آبادهمه نیکان رسند از او به مراد
هوش مصنوعی: یک انسان دانشمند و با لطف میتواند به شکوفایی و آبادانی برسد، و همه افراد خوب میتوانند از او به آرزوها و خواستههایشان دست یابند.
مؤمنان را چو حق دهد قدرتکارها را کنند از خبرت
هوش مصنوعی: وقتی خداوند به مؤمنان قدرت و توانایی بدهد، آنها میتوانند کارهای بزرگ و مهمی را انجام دهند و به خواستههای خود واقف شوند.
اندر ایشان شود همه راحتصرف گردد به خیر در طاعت
هوش مصنوعی: در میان آنها، همه آرامش پیدا میکند و هر چیز به خوبی در انجام اطاعت میگذرد.
ور بیابند فاسقان آن رابفزایند کفر و عصیان را
هوش مصنوعی: اگر فاسقان به آن دست یابند، به کفر و نافرمانی خود خواهند افزود.
قدرت آنجا بود همه رحمتچون که اینجا رسد شود زحمت
هوش مصنوعی: قدرت و توانایی واقعی زمانی به نمایش درمیآید که در شرایطی دشوار قرار بگیریم، زیرا در این شرایط، رحمت و مهربانی قابل مشاهدهتر میشود.
گفت با موسی کلیم یکیای یقین ترا نمانده شکی
هوش مصنوعی: کلامی از موسی کلیم شنید که به تو میگوید یقین داشته باش و هیچ شکی در دل نداشته باش.
پاک گردان ز شک دو گوش مراای یقینبخش عقل در دو سرا
هوش مصنوعی: ای یقینبخش، دو گوش من را از شک و تردید پاک کن تا بهتر بشنوم و درک کنم.
چون سلیمان ز بخشش اللّهکن مرا از زبانها آگاه
هوش مصنوعی: از خدا بخواه که مانند سلیمان من را از سخنان مردم آگاه کند.
تا بدانم زبان هر کس راسر بانگ کلاغ و کرکس را
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که فرد میخواهد بفهمد که هر کس چه گفتاری دارد و چگونه میتواند صدای پرندههایی مانند کلاغ و کرکس را تشخیص دهد. به عبارت دیگر، او به دنبال درک بهتر از بیان و خصوصیات هر فرد است.
کل بدانم زبان مرغان راهم برم آنچه بد سلیمان را
هوش مصنوعی: اگر تمام زبان پرندگان را بدانم، آنچه که بر سلیمان گذشته را نیز میفهمم.
نطق مرغان شود مرا معلومنبود رازشان ز من مکتوم
هوش مصنوعی: صدای پرندگان برای من آشکار است، اما هیچیک از رازهایشان برای من مشخص نیست و آنها آموختههایم را پنهان میکنند.
چیست نطق و حوش و دیو و پرییا سرود و زبان کبک دری
هوش مصنوعی: این جمله به بررسی و پرسش در مورد بیان، افکار و موجودات مختلف میپردازد و به طور خاص اشاره میکند که آیا این موارد مانند نطق، هیجان، موجودات خیالی و یا زبان پرندهای خاص دارای معنا و ارزش هستند یا خیر. به طور کلی، این موضوع به تعمق در معانی و ظرافتهای گفتار، احساسات و موجودات در دنیای اطراف میپردازد.
تا از آن دانشم شود حالیمرغ جان را رسد پر و بالی
هوش مصنوعی: تا زمانی که از آن علم و دانش بهرهمند شوم، روح من نیرومند و آزاد خواهد شد.
تا عیان گردد این مرا که خداکرد رحمت ز جود و داد عطا
هوش مصنوعی: برای من روشن شود که خداوند، به واسطه رحمت و بخشش خود، نعمت عطا کرده است.
از همه مؤمنان روی زمینوز همه طالبان پاک امین
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که شخصی که سخن از او گفته میشود، از همه مؤمنان در سراسر زمین و همچنین از همه کسانی که به دنبال پاکی و صداقت هستند، بهتر و شریفتر است.
کرد مخصوصم از همه خلقانبه عنایات و لطف خود دیان
هوش مصنوعی: خداوند با مهربانی و توجه ویژهاش، مرا از دیگران متفاوت کرده است.
گفت موسی به وی که بگذر ازینبطلب از خدای خود ره دین
هوش مصنوعی: موسی به او گفت که این موضوع را فراموش کن و به درستی مسیر دین و رابطه با خدایت بپرداز.
آن بجو ای پسر که سود بریوز نهالش همیشه بار خوری
هوش مصنوعی: ای پسر، به دنبال آن چیز باش که برایت سودمند باشد و از برکات آن همیشه بهرهمند شوی.
زنده مانی در آن جهان بقابرهی زین جهان مرگ و فنا
هوش مصنوعی: در آن دنیا جاویدان خواهی بود و از این جهان فانی و مرگ رهایی مییابی.
ظلمت خویش جمله نور کنیبعد از آن دائماً سرور کنی
هوش مصنوعی: اگر تاریکیهای درون خود را روشن کنی، بعد از آن همیشه شاد و خوشحال خواهی بود.
کفر و شرکت همه شود ایمانبرهی از ضلال و از کفران
هوش مصنوعی: اگر کفر و شرک از بین برود، ایمان به وجود میآید و انسان از گمراهی و کفر نجات پیدا میکند.
این طلب کن اگر ترا خرد استآن دگر را بهل که سخت بد است
هوش مصنوعی: اگر به تو عقل و درک رسیده باشد، این خواسته را دنبال کن و از پی گرفتن خواستههای دیگران بگذر که نتیجه آن بد خواهد بود.
لابهها کرد و گفت بهر خداخواه این را برای من به دعا
هوش مصنوعی: او با ناله و زیر لب از خدا خواست که این را برای او دعا کند.
کار تو رحمت است و لطف و کرمسخنم گوش کن ز بنده مرم
هوش مصنوعی: کار تو سراسر رحمت و لطف است، پس به سخنان من که از دل بندهای ناشنیده است، گوش فرا بده.
باز گفتش خموش از این بگذرکاندر این خواست است خوف و خطر
هوش مصنوعی: او دوباره به او گفت که از این موضوع سکوت کند، زیرا در این خواسته، ترس و خطر وجود دارد.
نکنی سود از این ببند دهانبلکه پیش آیدت هزار زیان
هوش مصنوعی: اگر از این موضوع سکوت کنی، نه تنها سودی نخواهی برد، بلکه هزاران زیان به تو خواهد رسید.
باز آن شخص از لجاج که داشتدامنش را دمی ز کف نگذاشت
هوش مصنوعی: آن شخص با وجود لجاجتی که داشت، هرگز دامنش را از دست نداد و همیشه محکم نگهش داشت.
لابهها کرد پیش او بسیاراشگ ریزان بسوز و نالۀ زار
هوش مصنوعی: او به شدت از روی ناامیدی و غم، با چشمانی پر از اشک، در برابر او زاری و شکایت میکند.
گفت در لابهاش که ای رهبرهست در خانه مرغ و سگ بر در
هوش مصنوعی: در سخنانش بیان میکند که ای رهبر، در خانهاش هم مرغ و هم سگی وجود دارد که در درگاه او حضور دارند.
مطلّع کن مرا بر این دو زبانتا کنم فهم و شاد گردم از آن
هوش مصنوعی: مرا آگاه کن از این دو زبان تا بفهمم و از آن خوشحال شوم.
این قدر را ز من مدار دریغهمچو خورشید رو نما بیمیغ
هوش مصنوعی: به من اینقدر کملطفی نکن که مثل خورشید، روشن و واضح باشی و مانع از دیده شدنم نشوی.
نی سلیمان ز راز جمله علیمبود ای موسی کلیم کریم
هوش مصنوعی: نی سلیمان در حقیقت از علم و دانش فراوانی برخوردار است، ای موسی، که به خاطر موقعیت و شخصیت والایت، به تو کریم و نیکو خطاب میشوم.
یک دو زان رازها که بد او رابخش از لطف خود به من جانا
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به یک یا چند راز اشاره میکند که آن شخص محبوب آن رازها را از دل خود با لطف و محبت به او هدیه داده است. این بیان نشاندهندهی رابطهای عمیق و معنوی است که بین شاعر و محبوبش وجود دارد.
چه شود ای عزیز و فخر وجودگر نمی را کنی یمی از جود
هوش مصنوعی: ای دوست عزیز و مایه افتخار، اگر به خاطر بخشندگیات بادهای به من ندهی، چه مشکلی پیش خواهد آمد؟
از یم او اگر خورم قطرهوز خور او اگر برم ذره
هوش مصنوعی: اگر از دریا یک قطره بنوشم و از خورشید یک ذره برم، باز هم به اندازهای نمیشود که احساس کنم که به طور کامل از آنها بهرهبرداری کردهام.
شاد گردم عظیم و شکر کنمبی می و جام و نقل سکر کنم
هوش مصنوعی: خوشحال و شاکر میشوم و بدون نوشیدنی و جام، حالتی سرمستی پیدا میکنم.
خواست از حق برای او آن راکرد دلشاد آن گرانجان را
هوش مصنوعی: خواست از حق برای او، دل خوشی را برای آن شخص ارزشمند به ارمغان آورد.
شد ز موسی میسرش آن خواستپیش او سر نهاد و بر پا خاست
هوش مصنوعی: موسی به خواستهاش رسید و برای احترام به او، سر به زمین نهاد و به پا ایستاد.
سوی خانه روان شد آن ابلهنبد از سرّ آن عطا آگه
هوش مصنوعی: آن نادان به سمت خانهاش رفت، در حالی که از راز آن بخشش بیخبر بود.
لاجرم چون گرفت او آن راهسرنگون اوفتاد اندر چاه
هوش مصنوعی: بنابراین وقتی او آن راه را در پیش گرفت، ناچار به راه خطا رفت و در چاه افتاد.
تا بدانی که سر بجاش نکوستلیک بر جان ناسزاش عدوست
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که اگرچه هر چیز در جای خود خوب است، اما برخی افراد یا دشمنان میتوانند بر روح انسان تأثیر منفی بگذارند. در واقع، پیام آن نشاندهندهی این موضوع است که باید توجه داشته باشیم که گاهی اوقات حضور یا رفتار دیگران میتواند به ما آسیب برساند.
هر خسیسی کجاست لایق سرّ؟نسزد با لئیم هرگز بر
هوش مصنوعی: هیچ کس که خسیس و بخیل است شایسته دانستن رازها و اسرار نیست. هیچگاه برای فردی پست و حقیر مناسب نیست که در مسائل بزرگ و عمیق وارد شود.
چونکه ابله شود ز سرّ داناجهلش افزاید و فتد به فنا
هوش مصنوعی: وقتی کسی که نادان است از اسرار افراد با دانش آگاه میشود، جهل او بیشتر میشود و در نهایت به نابودی میرسد.
زهر قاتل شود کشد او رابسوی گمرهی کشد او را
هوش مصنوعی: زهر میتواند به اندازهای خطرناک باشد که فرد را به سمت هلاکت و گمراهی بکشاند.
بامدادان ز خانه ناگاهانبدر انداختند پارهای نان
هوش مصنوعی: صبح زود ناگهان مقداری نان از خانه به بیرون پرتاب کردند.
سگ همیخواست تا برد نان راهمچو هر روز خوش خورد آن را
هوش مصنوعی: سگ میخواست که نان را بردارد و مثل هر روز خوشخوراکی کند.
کرد حمله خروس و آنرا بردسگ از آن فعل باردش پژمرد
هوش مصنوعی: خروس شروع به قنی کردن کرد و در نتیجه، سگی که به او حمله کرد، باعث شد تا خروس از ترس و ناتوانی بمیرد.
گفتش ای بیحفاظ در خانههر دمی میخوری دو صد دانه
هوش مصنوعی: به او گفتند که ای کسی که در خانه خود بیدفاع و بیاحتیاط هستی، هر لحظه ممکن است آسیب ببینی، پس باید مراقب باشی که هر چه میکنی، با دقت و احتیاط انجام دهی.
دانه دانی که نیست در خور مناز چه نان را ربودی از بر من؟
هوش مصنوعی: دانه، میدانی که چیزی که شایستهی من نیست، اما چرا نان را از من گرفتی؟
چون مرا قوّت و قوت از نان استنان تو بردی مرا چه درمان است؟
هوش مصنوعی: من قدرت و انرژیام از نان تامین میشود، حالا که نان تو را از من گرفتهای، چه راه چارهای دارم؟
گفت او را خروس کای مسکیننی نکو رفت از این مشو غمگین
هوش مصنوعی: او به خروس گفت: «ای بیچاره، چرا ناامید و غمگین هستی؟»
اسب خواجه شود سقط فرداپُر خوری زان ازین سخن فرد آ
هوش مصنوعی: اسب خواجه فردا از بین میرود و دلیل آن رفتار پرخوری اوست. این نشان میدهد که صحبتهای امروز میتواند پیامدهای نامطلوبی برای فردا داشته باشد.
خواجه چون آن شنید اسب فروختاز فرح روی همچو ماه افروخت
هوش مصنوعی: خواجه وقتی این خبر را شنید، از خوشحالی اسبش را فروخت و چهرهاش مانند ماه درخشان شد.
گشت شادان که از زیان جستموز چنین محنت و بلا رستم
هوش مصنوعی: شاد و خوشحال شدم چون از ضرر و زیان دور شدم و از این همه درد و رنج نجات یافتم.
روز دیگر خروس را سگ دیدکرد بس ماجرا و گفت و شنید
هوش مصنوعی: در روزی دیگر، سگ با خروس روبرو شد و ماجرای زیادی پیش آمد که او دربارهاش صحبت کرد و شنید.
گفت با او دگر دروغ مگویبسوی راستی ز جان میپوی
هوش مصنوعی: با او دیگر دروغ نگو و به سمت حقیقت برو، که باید از دل و جان به دنبال آن باشی.
تو نگفتی که اسب خواهد مرداز دروغت دلم عظیم آزرد
هوش مصنوعی: تو به من نگفتی که دروغهایت باعث خواهد شد که احساساتم به شدت آزرده شوند.
گفت نی من نگویم الّا راستاندر این ره نپویم الا راست
هوش مصنوعی: من فقط حقیقت را میگویم و هیچ چیز جز حقیقت. در این مسیر، تنها با حقیقت قدم میزنم.
اسب را او فروخت اندر دمخویشتن را خلاص داد از غم
هوش مصنوعی: او اسب خود را فروخت و با همین کار، خود را از غم و نگرانی نجات داد.
رنج را بر کسی دگر انداختعَلَم مکر و حیله را افراخت
هوش مصنوعی: کسی دیگر را به درد و رنج دچار کرد و خود به نیرنگ و فریبکاری دست زد.
برهانید خویش را ز زیاندیگری را فکند در خسران
هوش مصنوعی: انسان باید از ضرر رساندن به دیگران پرهیز کند، زیرا این کار خود باعث زیان خودش خواهد شد.
لیک معکوس کرد آن کژبینعین خسران اوست در ره دین
هوش مصنوعی: اما آن کژبین، مسیرش را عوض کرد و در واقع این کار او، نشانه زیان و باخت او در راه دین است.
آخرش کشف گردد این معنیدست خود خاید اندر این دعوی
هوش مصنوعی: در نهایت، این معنا آشکار خواهد شد و کسی که در این دعوا به طرفداری برمیخیزد، خود را خواهد یافت.
پس به سگ گفت آن خروس خبیرشاد باش و گذر ز رنج و زحیر
هوش مصنوعی: سگ به خروس دانا گفت: خوش باش و از درد و زحمت عبور کن.
زانکه فردا سقط شود استراستر از اسب هست فربهتر
هوش مصنوعی: از آنجایی که فردا ممکن است اتفاقی بیفتد و این استر به زمین بیافتد، باید بدانیم که این استر از اسب چاقتر و قویتر است.
بعد از آن روز و شب همیخور سیرتا که گردی ز فربهی چون شیر
هوش مصنوعی: پس از آن روز و شب، خوب و سیر بخور تا اینکه به خاطر چاقی، همچون شیر باشی.
باز آن خواجه چون شنید این رابست بر استر از خری زین را
هوش مصنوعی: آقا وقتی این را شنید، بر اسب سوار شد و بر خری که زیندار بود، افسار کشید.
بشتاب عظیم در بازاربرد بفروختش به صد دینار
هوش مصنوعی: به سرعت به بازار برو و کالای باارزش را به قیمت بالایی بفروش.
سیم را بستد و روان و دوانجانب خانه رفت ذوقکنان
هوش مصنوعی: او سیم را گرفت و با شوق و هیجان به سمت خانه رفت.
گفت بردم به لعب جفت از طاقشادمان بغنوم کنون به وثاق
هوش مصنوعی: گفتند که به بازی، یک جفت از طاق را بردم و اکنون با خوشحالی به بند آن گرفتار شدم.
ربح کردم رهیدم از خسرانچست جستم ز رنج و غبن آسان
هوش مصنوعی: به سود رسیدم و از زیان دور شدم، با هوشیاری از درد و ضرر به راحتی فرار کردم.
از خری دید عسر را او یسرز ابلهی رنج را شمرد او خسر
هوش مصنوعی: او از مادیانی مشاهده کرد که در شرایط سختی قرار دارد، اما در عوض از سادگی خود به راحتی میرسد. او درک کرد که همین سادگی سبب ایجاد مشکل شده و او را به زحمت انداخته است.
زیر یک سود صد هزار زیانچون ندید اوفتاد در نقصان
هوش مصنوعی: زیر یک سود، صد هزار ضرر نهفته است و او از دیدن این واقعیت غافل مانده و به همین دلیل دچار نقصان و نقصان شده است.
روز دیگر بگفت سگ به خروسچند از این مکر و زین دروغ و فسوس؟
هوش مصنوعی: روز دیگری، سگی به خروسی گفت: «چقدر از این فریبکاری و دروغ و نیرنگ خسته شدهای؟»
چند ما را دهی تو بی نفسی؟چند بر مکر و حیلهها چفسی؟
هوش مصنوعی: چند وقت باید به تو بیتوجهی کنیم؟ تا کی باید به فریبها و نیرنگهایت تن بدهیم؟
آخر از حق بترس ای مغرورتا نگردی تو عاقبت مقهور
هوش مصنوعی: برحذر باش ای متکبر از حق، زیرا ممکن است در پایان کار شکست بخوری و به روزی بیفتی که تحت سلطه دیگران درآیی.
گفت بر من گمان ز شت مبرکانِ خیرم نیاید از من شر
هوش مصنوعی: این جمله بیان میکند که کسی نباید بر او قضاوت بدی داشته باشد، زیرا اگر خوب و نیکو هستم، از من بدی و شر بیرون نمیآید. به عبارتی دیگر، او تأکید دارد که شخصیت و نیتش نیکو است و نباید به خاطر ظواهر یا شیوه رفتار او، به قضاوت منفی دربارهاش پرداخت.
هست جانم مؤذن رحمانخبر از راستی دهم به جهان
هوش مصنوعی: روح من گویندهی پیام رحمان است و من خبر از حقیقت را به جهانیان میرسانم.
که رسیده است وقت طاعت حقتا ز من مؤذنان برند سبق
هوش مصنوعی: زمان عبادت و بندگی خدا فرا رسیده است، پس مؤذنان باید از من پیشی بگیرند و صدای خود را بلند کنند.
بر مناره روند جمله ز منبرسانند آن به خلق ز من
هوش مصنوعی: از بالای مناره، همه به من نگاه میکنند و آنچه را که از من است، به مردم منتقل میکنند.
ور خطایی کنم در آن اخباربکشندم یقین به زاری زار
هوش مصنوعی: اگر در آن خبرها اشتباهی مرتکب شوم، یقیناً مرا به شدت مجازات خواهند کرد و من به شدت گریه و زاری میکنم.
زانکه از من دروغ نیست روانادر است از خروس سهو و خطا
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه من به هیچ وجه دروغ نمیگویم، بسیار نادر است که از خروس اشتباه یا خطایی سر زند.
ترجمان خور آمدم ز ازلگرچه خور بر علاست من اسفل
هوش مصنوعی: من از آغاز به دنیا آمدهام و به نوعی نمایانگر نور هستم، هرچند که نور در پایینترین سطح قرار دارد.
از درون سوی خور رهی دادماز خدا جان آگهی دارم
هوش مصنوعی: از درون به سوی نور و روشنایی حرکت کردم و از خداوند آگاهی و جان را به دست آوردم.
بر سرم گر نهند طشت نگوندر شب تار من ز راه درون
هوش مصنوعی: اگر بر سرم طشت و کاسه نشان بیفتد، در شبی تاریک، من هنوز از دل خودم راهی را پیدا میکنم.
بینم آن شمس را کجاست رواندر چه برج است بر فلک گردان
هوش مصنوعی: میبینم آن خورشید را که کجاست و در کدام برج در آسمان میچرخد.
همچنین در غروب زیر زمینبا ویم روز و شب یقین دان این
هوش مصنوعی: در غروب و شبهای زیر زمین، به وضوح میتوان این واقعیت را درک کرد که روز و شب به یقین وجود دارند.
در غروب و طلوع با اویمهر کجا او رود پیش پویم
هوش مصنوعی: هر کجا که او برود، من هم در کنار او هستم، چه در غروب و چه در طلوع.
آن کسی کز درون بود راهشکی شود دور او ز درگاهش؟
هوش مصنوعی: کسی که از درون خود راهش را میشناسد، چگونه میتواند از درگاه حق دور شود؟
در ره او حجاب و سد نبودیک نفس غایب از احد نبود
هوش مصنوعی: در راه او هیچ مانع و محدودیتی وجود ندارد و حتی لحظهای هم از او غایب نیستیم.
بل درون آب و موج آن بحر استجسم چون ساحل است و جان بحر است
هوش مصنوعی: درون آب و موج، به عمق دریا اشاره دارد که جسم مانند ساحل، تنها ظاهر و شکل است در حالی که جان، همان عمق و حقیقت دریا است. به عبارت دیگر، ظاهر دنیا مانند ساحل است و حقیقت آن مانند دریا و عمق وجود.
کل تنی تو ز بحر از آن دوریچونکه در جان روی شوی نوری
هوش مصنوعی: تمام وجود تو از آن دریاست، چون از آن فاصله میگیری. زمانی که در درونت روشنایی پیدا کنی، به نور تبدیل خواهی شد.
سوی جانان ز راه جان میروتا به منزل رسی دوان میرو
هوش مصنوعی: به سمت معشوق برو و با تمام وجود و سریع حرکت کن تا به مقصد و آرزویت برسی.
پرده در صورت است ای جویاچون به معنی رسی شوی دریا
هوش مصنوعی: ای جوینده، حقیقت مانند پردهای در جلو صورت است؛ وقتی به معنی و مفهوم واقعی آن پی ببری، همچون دریایی وسیع و عمیق خواهی شد.
در درون سیر کن برون منگرزانکه دریاست جان و تن لنگر
هوش مصنوعی: در درون خودت را جستجو کن و به ظاهر خود توجه نکن، زیرا در وجودت جان و تن مانند دریا و لنگر به هم متصل هستند.
بگسل از لنگر اندر این دریاترک بسکل کن و گزین در را
هوش مصنوعی: از لنگر و بند این دریا رها شو و انتخاب کن که کجا بروی و چه راهایی را بپیمایی.
چونکه بینا از اندرونم منهمه را راست رهنمونم من
هوش مصنوعی: من به خاطر آگاهی و بینش درون خود، قادر هستم که راه درست را به همه نشان دهم.
لیک فردا غلام آن مغروراز قضا میرد و شود مقهور
هوش مصنوعی: اما فردا، بندهی آن خودخواه به تقدیر میمیرد و تسلیم واقعیت میشود.
نان و لالنگ پر شود همه کویتا خورد نیک گوی و هم بدگوی
لالنگ یعنی تهمانده سفره
طفل و پیر و جوان از آن نعمتبخورند و برند بینقمت
هوش مصنوعی: کودک، سالمند و جوان از آن نعمت استفاده میکنند و بدون هیچ آسیب و ضرری میروند.
هین برو جنس خود سگانرا خوانکه بخواهد رسید فردا خوان
هوش مصنوعی: به زودی برو و کالا یا جنس خود را به سگان بده، زیرا ممکن است فردا به آن نیاز داشته باشند.
بر سبیل عموم بر همگاننان فراوان شود یقین میدان
هوش مصنوعی: اگر به طور کلی راهی برای تأمین نان و روزی برای همه فراهم شود، بدون شک همه خواهند دانست که این امر محقق شدهاست.
از چنان حالتی نگشت آگاهسوی تو به نیامد آن گمراه
هوش مصنوعی: از آن حالت خبر نداشت و به سوی تو نیامد آن شخص گمراه.
میشد اندر ضلال آن کژبینمیپذیرفت کفر را چون دین
هوش مصنوعی: شخصی که به راه نادرست رفته، ممکن است به گونهای رفتار کند که کفر را مانند دین بپذیرد.
بر دل و چشم و گوش ختم خداستتا نگیرند هر کسی ره راست
هوش مصنوعی: خداوند بر دل و چشم و گوش انسانها تسلط دارد، تا هر کسی نتواند به آسانی راه درست را پیدا کند.
چونکه حق ضال کرد ایشان راکه کند چاره کفرکیشان را؟
هوش مصنوعی: زمانی که خداوند آنها را گمراه کرده است، چه راه حلی میتوان برای کفر و نفاق آنها پیدا کرد؟
چون شقیزادهاند از مادرپس بود جایشان یقین آذر
هوش مصنوعی: وقتی که انسانها با دل شقاوت به دنیا میآیند، جایگاه آنها حتماً جهنم خواهد بود.
این نخواهد شدن به گفت تمامباز گرد و بگو حدیث غلام
هوش مصنوعی: این موضوع حل نخواهد شد، پس برگرد و داستان غلام را دوباره بگو.
خواجه چون مردن غلام شنیدخویش را از زیان او بخرید
هوش مصنوعی: وقتی خواجه خبر مرگ غلامش را شنید، برای جلوگیری از ضرری که ممکن بود به او برسد، او را از خود خرید.
بیتوقف فروخت بندهاش راتا فتد مشتری از آن به عنا
هوش مصنوعی: بندهاش را بدون وقفه به فروش گذاشت تا مشتری به طور غیرمنتظرهای به آن علاقهمند شود.
شادمان شد عظیم و گفت امروزرستم از محنت و شدم پیروز
هوش مصنوعی: او بسیار خوشحال شد و گفت امروز رستم از مشکلات و مصائب رهایی یافته و پیروز شده است.
تا بیاموختم من این دو زبانسود بردم رهیدم از سه زیان
هوش مصنوعی: با یادگیری این دو زبان، بهرهمند شدم و از سه آسیب بزرگ رهایی یافتم.
چونکه جستم از این سه گونه قضاپس از این روشنی است پیش و قضا
هوش مصنوعی: وقتی از این سه نوع سرنوشت عبور کردم، از این پس روشنایی و روشنی در پیش رویم وجود دارد.
شکر میکرد کان قضا را مندور کردم ز نفس خویش به فن
هوش مصنوعی: به خاطر قضا و تقدیر الهی شکرگزار بودم، چون با استفاده از هنر و مهارت خود، توانستم نفس خود را کنترل کرده و دور کنم.
دوختم دیدۀ قضاها رادفع کردم ز خود بلاها را
هوش مصنوعی: با دقت به چشمان سرنوشت نگاه کردم و توانستم مشکلات و سختیها را از خود دور کنم.
سودمندم ز بخشش موسیگشتم آراسته چو طاوسی
هوش مصنوعی: من به خاطر بخشش موسی به کمال و زیبایی رسیدم و مانند طاووس آراسته و زیبا شدم.
پس از این کو چون من کسی به جهان؟همه سود است پیش و نیست زیان
هوش مصنوعی: پس از این، آیا کسی مانند من در این دنیا وجود دارد؟ همه چیز به نفع است و هیچ چیزی زیان نمیزند.
روز چارم چو دید سگ بعبورکه دو پر میزند خروس از دور
هوش مصنوعی: در روز چهارم، وقتی که سگ دید که خروس از دور پرواز میکند و دو بال خود را به هم میزند، متوجه شد.
گفتش ای پادشاه کذابانوی امیر و رئیس قلابان
هوش مصنوعی: او به پادشاه دروغگویان گفت و به رئیس فریبکاران خطاب کرد.
بر من نیست مثل تو مغضوبهم ندیدم چو تو خروس کذوب
هوش مصنوعی: من هیچکس را مانند تو که از دیگران زیاد مورد نفرت قرار گرفته باشد، ندیدهام و مثل تو خروس دروغگو هم نمیشناسم.
کانِ افسون و حیلتی و دروغوای او را که افتد از تو به دوغ
هوش مصنوعی: همهٔ زیباییها و فریبندگیها به تو بستگی دارد، و وای بر کسی که در دام تو بیفتد و فریب بخورد.
هرچه گفتی همه دروغ بده استزان همه وعدهها یکی نشده است
هوش مصنوعی: هر چه گفتهای، همهاش دروغ است و حقیقت ندارد، به همین دلیل هیچ یک از وعدههایی که دادهای به واقعیت نپیوسته است.
بعد ازاین نیز هر چه خواهی گفتهمچنان باشد آشکار و نهفت
هوش مصنوعی: از این به بعد هر چیزی که بخواهی بگویی، باید بهطور واضح و آشکار بیان شود و نه به صورت پنهانی.
کی شود پیش من دگر مقبول؟سخنان دروغت ای مخذول
هوش مصنوعی: کی دوباره سخنان تو مورد قبول من خواهد بود؟ ای بدبخت، حرفهای دروغین تو دیگر جایی در دل من ندارند.
مُردم از وعدههای خام کژتنیست جز رنج در سلام کژت
هوش مصنوعی: من از وعدههای بیاساس خسته و ناامید شدم، و نمیتوانم جز درد و زحمت چیزی از تو دریافت کنم.
گفت با سگ خروس کای همدمهرچه گفتم نه بیش بود و نه کم
هوش مصنوعی: سگ خروس را گفت که ای همدم، هر چیزی که گفتم نه بیشتر از آن بود و نه کمتر.
راست بُد جمله حق همیداندزین خیالت خدای برهاند
هوش مصنوعی: درست است که همه چیز را خداوند میداند، از این نگرانی و فکر، او تو را آزاد میکند.
تا بدانی کزین صفت دورمنزد حق بیگناه و مغفورم
هوش مصنوعی: برای اینکه بدانی من از این ویژگی دور هستم، نزد خداوند بیگناه و مورد بخشش قرار گرفتهام.
گرچه خود حق بدست تست در اینگه گمان میبری بر این مسکین
هوش مصنوعی: اگرچه در این موقعیت حق با توست و قدرت در دستان توست، اما از روی نادانی فکر میکنی که بر این آدم بیچاره چیره شدهای.
که کم و بیش بود در گفتمبه دروغ و به مکرها جفتم
هوش مصنوعی: من در گفتن حقایق و دروغها، گاهی با فریب و نیرنگ دچار مشکل میشوم.
زانکه آن وعدهها که دادم منچون نشد از دلت فتادم من
هوش مصنوعی: چون وعدههایی که به تو دادم محقق نشد، از دل تو فاصله گرفتم.
متنفر شدی از این معنیکه نشد راست یک از آن دعوی
هوش مصنوعی: تو از این حقیقت که نمیتواند به درستی بیان شود، به شدت بیزار شدهای.
لیک میدان که هر سه وعدهٔ منهمچنان شد که گفتم ای پر فن
هوش مصنوعی: اما بدان که هر یک از وعدههای من همانطور که گفتم تحقق پیدا کرد، ای کسی که هنرهای زیادی داری.
هر سه مردند پیش آن خصمانکه خریدند از این خر نادان
هوش مصنوعی: هر سه نفر در برابر آن دشمنان که از این چوپان نادان خریداری کرده بودند، جان باختند.
رفت و بر دیگران فکند زیانز ابلهی دید درد را درمان
هوش مصنوعی: او رفت و به دیگران آسیب رساند، چون از نادانی اش ندید که دردش را درمان کند.
کور اصلی کجا بود بینا؟کی شود هر بلید بوسینا؟
هوش مصنوعی: کسی که خود را نابینا میداند، در واقع نمیداند که حقیقت کجاست. آیا میشود که هر موجودی به حقیقت دست یابد؟
کی بود همچو لعل هر سنگی؟کی شود پادشاه سرهنگی؟
هوش مصنوعی: کیست که مانند یک لعل، ارزشمند باشد؟ چه کسی میتواند به پادشاهیِ سرهنگ (یا فرمانده) برسد؟
کی شود چون مسیح دجّالی؟کی بود کیقباد بقّالی؟
هوش مصنوعی: چه زمانی همچون مسیح ظهور خواهد کرد؟ و چه زمانی کیقباد، که یک فرد عادی بود، به یاد خواهد آمد؟
هیچ دیدی که قطره شد دریا؟یا بپرید پشه چون عنقا؟
هوش مصنوعی: آیا تا به حال دیدهای که یک قطره آب تبدیل به دریا شود؟ یا اینکه پشهای همچون مرغی افسانهای پر بزند؟
گذر از پند و بند را بگسلخواجه را ذکر کن به جهد مقل
هوش مصنوعی: از محدودیتها و الگوهای فکری عبور کن و به یاد خداوند بیفت که با کوشش و تلاش میتوان به او نزدیکتر شد.
گفت سگ را که خواجه خواهد مردآمدش وقت و جان نخواهد برد
هوش مصنوعی: به سگ گفتند که صاحبش خواهد مرد، اما زمان مرگش فرا رسیده و نمیتواند جانش را از دست بدهد.
کرد خواهد از این جهان رحلتاز زر و سیم و خان و مان رحلت
هوش مصنوعی: انسان پس از مرگ از تمام داراییها و possessions دنیا از جمله طلا و نقره و خانه و زندگی خود جدا میشود.
آنچه میگویمت بخواهی دیدبر تو گردد چو آفتاب پدید
هوش مصنوعی: اگر آنچه را که میگویم بخواهی، به وضوح و روشنی مانند تابش آفتاب بر تو نمایان خواهد شد.
اندر این وعده نیست هیچ خلافتیغ رنجش کنون بنه به غلاف
هوش مصنوعی: در این قول و قرار هیچ تناقضی وجود ندارد، پس اوقات زحمت را اکنون کنار بگذار.
رو که فردا رست یقین موعودبیگمان وعدهام شود موجود
هوش مصنوعی: اگر فردا روزی باشد که موعود بیشک میآید، من نیز به یقین وعدهام تحقق خواهد یافت.
نعم بیحد و کران بینیصدقهها هر طرف روان بینی
هوش مصنوعی: نیکیها و صدقهها را در هر سو و به طور بینهایت مشاهده میکنی.
نان و لالنگ و گوشت پخته و خامبیعدد باشد و رسی در کام
هوش مصنوعی: نان، لالنگ، گوشت پخته و خام همه بیحد و شمار در دهان میآید.
از بد و نیک و از وضیع و شریفاز که و از مه و قوی و ضعیف
هوش مصنوعی: از خوب و بد، از انسانهای پایین و بالا، از ذوالنفس و از برجستگان و همچنین از قویترها و ضعیفترها، همه چیز را در نظر میگیرم.
همه فردا خورند و سیر شوندهفتهای زین سرا و کو نروند
هوش مصنوعی: همه فردا برای خوردن و سیر شدن میآیند و این هفته از این خانه نمیروند.
دمبدم آشهای گوناگونرسد از تعزیهاش به عالی و دون
هوش مصنوعی: هر لحظه انواع مختلفی از خوراکیها به خاطر مراسم عزاداریاش به دست میآید، چه برای افراد برجسته و مهم و چه برای مردم عادی.
خبر راست بر به جمله سگانکه بخواهند خورد فردا نان
هوش مصنوعی: خبر درست را به همه سگها بگوید که اگر بخواهند فردا نان بخورند.
تا یقینشان شود که این وعدهراست است و بود بهین وعده
هوش مصنوعی: برای اینکه اطمینان پیدا کنند که این وعده واقعی و بهترین وعده است.
همه زان لوت و پوت سیر شوندهر یکی همچنانکه شیر شوند
هوش مصنوعی: همه از آن لذت و زیبایی سیر خواهند شد، هر کس به اندازه خودش مثل شیر قوی و پرشور خواهد شد.
مرگ آنها بُدش قضا گردانمیرهانید خواجه را ز زیان
هوش مصنوعی: مرگ آنها به عنوان تقدیر، خواجه را از خطرات و آسیبها نجات میدهد.
او زیان را به دیگران افکندلاجرم بهر خویش چاهی کند
هوش مصنوعی: او بدی و آسیب را به دیگران منتقل میکند و در نتیجه خودش دچار مشکلات و گرفتاریهایی میشود.
کاندر افتاد سرنگون و بمردزان زیان غیر مرگ سود نبرد
هوش مصنوعی: در شرایط دشواری قرار گرفت و به خاطر آن آسیب دید و جز مرگ هیچ فایدهای نصیبش نشد.
در خیالش که رنج بر دگرانباز کردم رهیدم از غم آن
هوش مصنوعی: زمانی که در خیال او به دیگران درد و رنجی را میرساندم، از غم خود رهایی یافتم.
این ندانست کان در آخر کارهمه بر جان او رود ناچار
هوش مصنوعی: انسان نمیداند که در نهایت همه چیز بر زندگی او تأثیر میگذارد و ناگزیر بر او تأثیر خواهد داشت.
بس زیانها که آن بود سودتگرچه آن دم برید و فرسودت
هوش مصنوعی: زیانهایی که در زندگی پیش میآید، گاهی ممکن است به نفع تو باشد، حتی اگر در آن لحظه احساس کنی که به تو لطمه زده یا خستهات کرده.
گر شود سر آن ترا پیداشکر گویی خدای را و ثنا
هوش مصنوعی: اگر راز و حقیقتی برای تو آشکار شود، به خدا شکر و سپاس گزاری کن.
لیک چون نیست آشکارا رازهر زمانت در افکند به گداز
هوش مصنوعی: اما چون راز تو در هر زمانی پنهان و ناپیداست، به آرامی آن را در دل بسوزان.
رو منال از زیان خود به جهانکاندر آن سودها بود پنهان
هوش مصنوعی: از زیان خود غمگین نباش، زیرا در این دنیا سودهایی وجود دارد که در پس آن ضررها پنهان است.
یک زیان دفع صد زیان باشدسبب صحت و امان باشد
هوش مصنوعی: پرهیز از یک ضرر میتواند منجر به جلوگیری از آسیبهای بسیار بیشتری شود و این کار باعث بهبود وضعیت و امنیت میشود.
غم مخور هیچ اگر بمرد اسبتیا بَرَد دزد حاصل کسبت
هوش مصنوعی: نگران نباش اگر اسب تو بمیرد یا دزدی پیدا شود و داراییات را ببرد.
یا بر درخت و استرت رهزنیا غلامت بیفتد از روزن
هوش مصنوعی: یا درخت باعث افتادن توست یا خادمت از روزنه به زمین میافتد.
صبر کن اندر آن و شکر گزارهیچ گون زان زیان و رنج مزار
هوش مصنوعی: در آرامش بمان و شکرگزار باش، حتی در برابر هر نوع خسارت و رنجی که متحمل میشوی.
چونکه آن رنج بهر فایده استزان ترا صد هزار فایده است
هوش مصنوعی: وقتی که آن زحمت به خاطر نتیجهای مثبت و مفید است، بنابراین از آن زحمت به میزان زیادی بهره و فایده نصیب تو خواهد شد.