بخش ۱۵۹ - در بیان آنکه بندۀ خاص خدابر کافۀ خلایق مشفق است و میخواهد که همه را واصل کند، لیکن غیرت مانع میشود و در تقریر آنکه اگر معترضی اعتراض کند که در این کتاب هر ولیی را که ذکر میکنی میگوئی که بیمثل و بی نظیری و مانند تو کس نیامده است و نخواهد آمدن، این سخن متناقض مینماید، جواب گوئیم که متناقض وقتی بودی که اولیا در معنی متعدد بودندی. تعدد ایشان از روی اسم و جسم است نه از روی معنی چنانکه پادشاهی اگر صد گونه مرکب از استر و اسب و اشتر و غیره بر نشیند پادشاه همان باشد و از مرکب متعدد نشود پس در این صورت همه مدحها بیک ذات عاید میشود تناقض لازم نیاید و مثالهای دیگر در این معنی بنظم گفته آید
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان مفاهیم عمیق عرفانی و وحدت وجود پرداخته است. او از عشق و نور الهی سخن میگوید و بیان میدارد که همه موجودات در حقیقت یک نور و یک ذات واحد هستند. او اشاره میکند که هر یک از ما به نوعی در عالم بیهمتا هستیم و هیچکس نمیتواند مانند ما باشد. شاعر به تفاوتهای ظاهری اشاره کرده و از این میگوید که این تفاوتها در واقع بر اساس یک حقیقت واحد است. در نهایت، او تأکید میکند که مدح و ذم واقعی از یک جا نشأت میگیرد و همه موجودات در ذات خود یکی هستند. این شعر با تمهای عشق، وحدت و عرفان قلب، زیبایی و حقیقت را به تصویر میکشد.
حمله ها میکنم که بنمایمبندها را تمام بگشایم
هوش مصنوعی: من با قدرت حمله میکنم تا نشان دهم که میتوانم تمام موانع را به راحتی باز کنم.
غیرتش مانع است من چکنمچون سپر دافع است من چکنم
هوش مصنوعی: غیرت تو مانع میشود که من چه کار کنم، مثل سپری که از من حفاظت میکند.
آنچه میدانم ار بیان گشتیاینجهان محو آن جهان گشتی
هوش مصنوعی: اگر آنچه را که میدانم بیان کنم، باعث میشود که این جهان برایم ناپدید و محو آن جهان دیگر شود.
خاستی از میان حجاب دویحق شدی فاش بی منی و توئی
هوش مصنوعی: تو که خواستی از پردههای حجاب عبور کنی، به حقیقتی دست یافتید که در آن از من و تو خبری نیست و همه چیز آشکار است.
ای که با من نشسته ای میدانکه نداری نظیر در دو جهان
هوش مصنوعی: ای کسی که در کنار من نشستهای، بدان که در این دو جهان هیچ کس همچون تو وجود ندارد.
گر شهم من تو هم ز شاهانیهمچو من نور هر دل و جانی
هوش مصنوعی: اگر من شاه هستم، تو هم از شاهان هستی، همانند من که نوری برای هر دل و جان هستی.
بحق حق ورای من کس نیستمرو از پیش من همینجا بیست
هوش مصنوعی: به حق خدا، هیچکس بالاتر از من نیست. از نزد من نرو و همینجا بمان.
از کفم باده خور چو خماریمست شو باز ره ز هشیاری
هوش مصنوعی: وقتی به شوق نوشیدن شراب به دنبال مستی هستی، از حالت هشیاری فاصله بگیر و به حالت غرق شدن در شادی و خوشی برو.
هرکه از ماست باده خور باشدنور را بر همه چو خور پاشد
هوش مصنوعی: هرکس از ما باشد، مسلماً باده مینوشد و نور کیمیایی است که مانند خورشید بر همه میتابد.
هم بود شاه و هم شهی بخشدبگدا زر ده دهی بخشد
هوش مصنوعی: شاه و سرور یکی هستند و هر دو از بخشش برخوردارند؛ بنابراین اگر در دلت خواهی، به دیگران مال و ثروت بده.
هر کسی را که نور عرفان استگوهر راستی و ایمان است
هوش مصنوعی: هر کس که به شناخت و درک عمیق رسیده باشد، دارای ارزش و حقیقتی چون ایمان و صداقت است.
روی ما را کند ز جان قبلهبر لب ما زند ز دل قبله
هوش مصنوعی: چهره زیبا و دلربای او از من دور میشود، اما عشق و محبتش در قلب من باقی میماند.
چون شدی همچو من عزیز و گزینزود بر اسب عشق افگن زین
هوش مصنوعی: وقتی که تو نیز مانند من عزیز و محبوب شدی، به سرعت بر روی اسب عشق سوار شو.
بدران صف رستمان امروزچونکه گشتی ز داد حق پیروز
هوش مصنوعی: امروز، ای صف رستمان، چون پیروزی حق را به دست آوردی، درخشان شو.
نیست در دور کس مقابل تونبود غیر روح قابل تو
هوش مصنوعی: هیچ کسی در دور و بر تو نیست که در برابر تو قرار گیرد، جز روحی که شایستهی تو باشد.
حکم ن و کن که شاه دورانیسکۀ تازه زن که سلطانی
هوش مصنوعی: حکم کن که سلطنتی تازه آغاز شود و حکمرانی جدید برقرار گردد.
حکم مطلق تراست در عالمنایبی و خلیفه چون آدم
هوش مصنوعی: حکم و فرمانروایی تو در این جهان بینظیر است و تو مانند آدم، نایب و جانشینی برای خداوند به شمار میآیی.
حاکمان چون تن اند و تو جانیپادشاهان قراضه تو کانی
هوش مصنوعی: حاکمان مانند بدن هستند و تو جان آنها به حساب میآیی؛ در واقع حاکمان بدون تو ارزش چندانی ندارند.
مثل تو نامد و نیاید همتوئی امروز زبدۀ عالم
هوش مصنوعی: هیچکس به اندازهی تو در عالم وجود ندارد و نخواهد آمد؛ امروز تو بهترین و بینظیرترین هستی.
نیستت در جمال و لطف نظیرچون تو شاهی ندید تاج و سریر
هوش مصنوعی: هیچ کس در زیبایی و لطف تو نمیتواند همتایی پیدا کند، مانند تو هیچ پادشاهی تاج و تخت را نچشیده است.
شبه تو مادر زمانه نزادهمچو تو باغ دهر میوه نداد
هوش مصنوعی: هیچ مادری در دنیا مانند تو به وجود نیامده و هیچ باغی در زمانه همچون تو میوه نیاورده است.
آدمت نیز هم بخواب ندیدنی صفتهاست را ز کس بشنید
هوش مصنوعی: انسان نیز در خواب چیزی نمیبیند و صفات دیگران را از کسی نمیشنود.
خضر اگر بیندت شود حیرانهمچو موسی بود پ یت پویان
هوش مصنوعی: اگر خضر تو را ببیند، مانند موسی دچار شگفتی و حیرت میشود و در جستجوی تو خواهد بود.
یوسف مصر اگر ز خو ب ی توگردد آگه شود ز عشق دو تو
هوش مصنوعی: اگر یوسف مصر از خواب تو آگاه شود، از عشق تو مطلع میشود.
ویس اگر هم بیندت از دورنشود بر جمال خود مغرور
هوش مصنوعی: اگر ویس تو را از دور هم ببیند، به زیبایی خود مغرور نخواهد شد.
چشم شیرین اگر بر آن رخسارافتد از حسن خود شود بیزار
هوش مصنوعی: اگر چشمان زیبا به آن چهره بنگرد، از زیبایی خود دلزده خواهد شد.
مثل تو نیست هم نخواهد بودهم نیامد چو تو ز بدو وجود
هوش مصنوعی: هیچکس مثل تو وجود نخواهد داشت و از ابتدا هم کسی مانند تو نیامده است.
اینچنین مدح پیش ازین بسیارکرده ام بل زیاده بهر کبار
هوش مصنوعی: من پیش از این هم بارها به ستایش پرداختهام، ولی برای بزرگان بیشتر از این ها گفتهام.
متناقض کسی کند فهم اینکه ندارد خبر ز عالم دین
هوش مصنوعی: کسی که خبر و آگاهی از مسائل دین ندارد، نمیتواند به درستی این موضوعات را درک کند و به همین دلیل نظراتش ممکن است با یکدیگر در تضاد باشد.
زانکه آنها که کامل اند تمامهمه مستند دایم از یک جام
هوش مصنوعی: زیرا کسانی که به کمال رسیدهاند، همیشه و در همه حال از یک منبع واحد سیراب میشوند.
همه در ذات خویش یک نوراندبصفت گر ز همدگر دور اند
هوش مصنوعی: همه افراد در وجود خود نوری دارند، ولی اگر از یکدیگر فاصله بگیرند، آن نور کمتر نمایان میشود.
گر هزارند یک بوند ایشاناز عدد رسته اند درویشان
هوش مصنوعی: اگرچه ممکن است به ظاهر تعداد زیادی باشند، اما در واقع آنها یکی هستند و از شمارش معمولی فراتر رفتهاند. درویشان به معنای واقعی کلمه در عمق وجودشان یکپارچه و هماهنگاند.
مدح یک مدح جمله است یقینذم یک ذم جمله دان تو یقین
هوش مصنوعی: مدح و ستایش یک نوع بیان ارزشمند است، همانطور که انتقاد و نکوهش نیز به یک شکل، بیانگر ناپسندهاست.
پس اگر تو یکی از ایشان راگوئیش بینظیری و همتا
هوش مصنوعی: اگر تو یکی از آنها را بگویی، بینظیر و یکتا میباشد.
مثل تو کس ندید در عالمهم نزائید مثل تو ز آدم
هوش مصنوعی: هیچ کس مانند تو در جهان دیده نشده و هیچ کسی به مانند تو از آدم بوجود نیامده است.
بعد ازو گر باولیای دگراین بگوئی و بلکه افزونتر
هوش مصنوعی: اگر بعد از او با ولی دیگری صحبت کنی و حتی بیشتر از این بگویی،
راست باشد از آنکه جمله یک اندرفته اندر یقین برون زشک اند
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که همه چیز به یقین و حقیقت نزدیک است و از اضطراب و شک خارج شدهاند.
بخلاف اهل نفس را گر از اینمدحها گوئی و کنی تحسین
هوش مصنوعی: اگر تو درباره کسی که به نفس خودش وابسته است، از مدح و تعریف بگویی و او را تحسین کنی، برخلاف آنچه که باید است.
متناقض بود نیاید راستزانکه هر یک جدا ز اصلی خاست
هوش مصنوعی: اگر دو چیز متضاد و مخالف هم باشند، نمیتوانند به طور همزمان راست باشند؛ زیرا هر کدام از آنها از یک حقیقت اصلی نشأت میگیرد.
هر یکی را صفات و ذات دگرهر یکی را بود حیات دگر
هوش مصنوعی: هر شخص یا موجودی ویژگیها و جوهره خاصی دارد و زندگی هر کس به گونهای متفاوت از دیگران است.
مدح یک مدح جملگان نبودقدح یک قدح جمله شان نشود
هوش مصنوعی: ستایش یک ویژگی خاص نیست و نمیتواند تمام افراد را در بر بگیرد. همانطور، یک جام نیز نمیتواند تمام ویژگیهای یک گروه را نشان دهد.
هر نبی را همه چنین گفتندچونکه در ثنا همیسفتند
هوش مصنوعی: هر پیامبری را اینگونه ستایش کردند، زیرا در وصف و مدحت او سخن گفتند.
که نیامد چو تو شهی بجهانمثل رویت ندید چشم زمان
هوش مصنوعی: هیچکس مثل تو به این دنیا نیامده است و هیچ چشمی در طول تاریخ نتوانسته است زیبایی تو را ببیند.
بی نظیری بحسن در عالمزبدۀ انس و جنی و آدم
هوش مصنوعی: در دنیا هیچ کس به زیبایی تو نیست؛ تو بهترین نمونه از انسانها و موجودات جنی و آدمی هستی.
راست گفتند جمله نیک بدانزانکه یک گوهراند از آن عمان
هوش مصنوعی: آنها حقیقت را گفتند که همه چیز خوب و نیک میدانند، زیرا آنها از یک منبع باارزش و مشترک نشأت میگیرند.
عدد جسمشان بود بسیارلیک جانشان یکی است بی دو و چار
هوش مصنوعی: جسمهای آنها تعداد زیادی داشت، اما روح و جانشان یکی است و از دو و چهار جدا هستند.
چونکه جمله یک اند در تحقیقکی کند شان بگو مرا تفریق
هوش مصنوعی: همه انسانها در نهایت به یک حقیقت واحد تعلق دارند. حالا در این میان، چه کسی میخواهد مقام و منزلت رفتارهای فردی و تفکیکها را مشخص کند؟
نور پاک خدا دو چون باشدهر که گوید دو است دون باشد
هوش مصنوعی: نور خالص خداوند تنها یکی است؛ هر کس بگوید که این نور دو تاست، در واقع در حال بیاحترامی به این حقیقت است.
بر سر صد چراغ و شمع ای یارنی که یک نور گشته است سوار
هوش مصنوعی: ای دوست، بر اثر صد چراغ و شمع روشن، هیچ چیز به جز یک نور که سوار بر همه آنهاست، در وجود تو متجلی شده است.
نور را بین ز شمعها بگذرتا بری تو ز باغ وحدت بر
هوش مصنوعی: برای اینکه به باغ وحدت وارد شوی، باید نور را از میان شمعها عبور دهی.
گر یکی جامه های گوناگونهر دمی پوشد و رود بیرون
هوش مصنوعی: اگر کسی هر لحظه لباسهای مختلفی بر تن کند و از خانه بیرون برود،
هیچ گردد ز جامه شخص دگرنکند عاقل این سخن باور
هوش مصنوعی: هیچکس نباید به لباس و ظاهر دیگران توجه کند، زیرا شخص عاقل هرگز به این حرفها اعتنا نمیکند.
زانکه از جامه کس بدل نشودخل ز تبدیل خم عسل نشود
هوش مصنوعی: هیچ کس نمیتواند به سادگی تغییر کند، مانند اینکه عسل نمیتواند از درون یک خم عوض شود.
از زری گر کنند کوزه و طاسیا سبو و خم و صراحی و کاس
هوش مصنوعی: اگر از زر و طلا کوزه، طاس، سبو، خم، صراحی و کاسه بسازند، ارزش آنها به خاطر جنسشان خواهد بود.
گرچه در نام و نقش مختلف اندنامناسب چو دال و چون الف اند
هوش مصنوعی: اگرچه نامها و شکلها متفاوت هستند، اما مانند دال و الف، در اصل و حقیقت با یکدیگر سازگار نیستند.
لیک چون جمله را گدازانیباز یک زر شوند تا دانی
هوش مصنوعی: اما وقتی که همه را ذوب کنی، دوباره به یک طلا تبدیل میشوند تا بدانی.
پس یقین شد که مدحها یاراگر نمودت جدا نبود جدا
هوش مصنوعی: به طور یقین مشخص شد که ستایشها اگر واقعی باشد، نمیتواند از تو جدا باشد.
مدح حق بود جمله ای جویازانکه عاشق ز حق بود گویا
هوش مصنوعی: اینجا گفته میشود که هر جملهای که در ستایش خداوند گفته میشود، نشاندهندهی این است که عاشق خداوند به وضوح میتواند عشق خود را بیان کند.
چون غرض از همه یکی بوده استآنکه دو فهم کرد نشنوده است
هوش مصنوعی: چون هدف نهایی همه یکسان بوده، پس کسی که دو برداشت متفاوت دارد، به درستی نشنیده و نفهمیده است.
این نهایت ندارد ای عاشقیک اشارت بس است با صادق
هوش مصنوعی: این عشق حد و مرزی ندارد؛ تنها یک اشاره برای درک کافی است.