بخش ۱۱ - انسی سیاه دانی
هوش مصنوعی: عبدالرحمن بن بختیار، مردی عالم و کامل از هندوستان بود که در جستجوی حقیقت و تجرید به سر میبرد. در سال ۱۰۲۵ جذبهای بر او غالب شد که موجب رهاییاش از تعلقات دنیوی گردید. او با نوشتن یک بیت و یک رباعی احساساتش را ابراز کرد. در این اشعار به عمق عشق و آرزوی دیدار پرداخته و بیان میکند که اگر دل از غم عشق رها بود، باید به ملامتهای دیگران بیتوجه میبود. در نهایت، او آرزو میکند که ای کاش امروز قیامت میبود و دیداری صورت میگرفت.
اسمش عبدالرحمن بن بختیار. مردی عالم و کامل بوده. در هندوستان در نهایت تجرید سیاحت مینموده. مجذوب مطلق شد. در سنهٔ ۱۰۲۵ جذبه بر وی غالب شد و از بدنِ عنصری رست و این یک بیت و رباعی از او نوشته شد:
هوش مصنوعی: او عبدالرحمن بن بختیار نام دارد. مردی عالم و با کمال بوده که در هند به تجربه و سیر و سلوک میپرداخته است. او به شدت به عالم معنا جذب شده و در سال ۱۰۲۵ هجری، حالتی روحانی بر او حاکم شده که باعث رهاییاش از جسم مادیاش گردیده است. از او یک بیت و یک رباعی به یادگار مانده است.
این دلقِ مرقع که مرا سرِ جنون استپیرایهٔ عشق است نزیبد همه کس را
هوش مصنوعی: این لباس رنگارنگی که من را به جنون میبرد، زینت عشق است و هیچکس دیگری لایق آن نیست.
رباعی
گر دل ز غم عشق سلامت بودیآماجگهِ تیرِ ملامت بودی
هوش مصنوعی: اگر دل از غم عشق سالم بود، هدف تیرهای سرزنش دیگران میشد.
گویند قیامتی و دیداری هستای کاش که امروز قیامت بودی
هوش مصنوعی: درست میگویند که روزی قیامتی وجود دارد و قرار است که دیداری داشته باشیم، کاش امروز همان روز قیامت بود.