بخش ۸۱ - فیضی تربتی
هوش مصنوعی: این متن به زندگی و آثار یک شاعر و سیاح اشاره دارد که در زمان اکبرشاه در هند حضور داشته است. شیخ فیضی دکنی به استادی او اعتراف کرده و او را فردی با کمالات عقلی میشناسد. چند بیت از اشعار او نیز در متن آمده است که به مضامین عشق و محبت اشاره دارد. در یکی از اشعار، شاعر به میل دل خود در هر جا که میرود اشاره میکند و در دیگری زاهد را به پستی و فرق میان مستی خود و مستی زاهد توصیف میکند.
از سیاحان بوده و در زمان اکبرشاه درهندوستان توقف نموده. شیخ فیضی دکنی به استادی وی معترف بوده و به کمالات عقلی متصف است. از اشعار او نوشته میشود:
هوش مصنوعی: این فرد سیاحی بود که در زمان پادشاه اکبر در هند اقامت داشته است. شیخ فیضی دکنی به عنوان استاد او را میشناسد و او به ویژگیهای عقلی برجستهای معروف است. تعدادی از اشعار او نیز نگارش شده است.
گر جانب مسجد گذرم ور طرف دیرهر جا که روم میلِ دلم سویِ تو باشد
هوش مصنوعی: هر کجا که بروم؛ چه به سمت مسجد و چه به سمت میخانه، قلب من همیشه به سوی تو متمایل است.
شمع را ز آتش پروانه خبر نیست که هستآتشِ شمع دگر، آتشِ پروانه دگر
هوش مصنوعی: شمع از آتش پروانه با خبر نیست که آتش شمع یک نوع است و آتش پروانه نوعی دیگر.
مجنون به ره عشق ز سر کرده قدم رفتدارم منِ دیوانه قدم بر قدمِ او
هوش مصنوعی: مجنون در مسیر عشق، همه چیزش را رها کرده و قدم به قدم پیش میرود. من هم به عنوان یک دیوانه، دنبال او راه میروم.
رباعی
زاهد تو زمستی منگر پستی ماصرف ره نیستی شده هستیِ ما
هوش مصنوعی: ای زاهد! به پایینی و پستی ما نگاه نکن. ما تنها در مسیر نیستیم، بلکه به حقیقت وجود حقیقی خود دست یافتهایم.
مامست محبتیم و تو مستِ غرورفرق است ز مستی تو تا مستیِ ما
هوش مصنوعی: ما در حالت عشق سرشار و شادابیم، اما تو در حالتی از خودبرتربینی به سر میبری. تفاوتی هست بین شربت عشق ما و حالت مغرورانه تو.