بخش ۹۹ - نظیری نیشابوری
هوش مصنوعی: محمد حسین، اهل جوین و مشهور به نشابور، در زمان اکبرشاه به هندوستان رفت و در گجرات درگذشت. او شاعری با دیوان اشعارش است که در غزلیات و رباعیاتش موضوعاتی چون عشق و حقیقت را بررسی میکند. او بر این باور است که عشق و حقیقت در دین و دنیا نباید مخفی بمانند و نباید از آنها بر حذر بود. در اشعارش به دوگانگی دنیا و عشق، اثرگذاری نگاه و ابهامهایی که بر چهره حقیقت وجود دارد، اشاره کرده و بر لزوم جستجوی حقایق پنهان تأکید میکند. همچنین به رابطه انسانها با الهیت و نیاز به درک عمیقتری از آن پرداخته است.
اسمش محمد حسین. اصلش از جوین. به سبب توطن در نشابور از اهل نشابور مشهور. به هندوستان رفته و بادرویشان انس گرفته. در زمان اکبرشاه در گجرات وفات یافت. دیوانش دیده شد و چند بیتی از آن جناب گزیده شد:
هوش مصنوعی: محمد حسین نامش است و اهل جوین میباشد. به دلیل زندگی در نشابور، به عنوان یکی از اهالی این شهر شناخته میشود. او به هندوستان سفر کرده و با درویشان آنجا ارتباط برقرار کرده است. در زمان اکبرشاه در گجرات درگذشت. اشعار او مورد بررسی قرار گرفته و چند بیت از شعرهایش انتخاب شده است.
به اندک التفاتی زنده دارد آفرینش رااگرنازی کند در دم فرو ریزند قالبها
هوش مصنوعی: با کمترین توجهی، آفرینش جان تازهای میگیرد. اگر عشق و ناز به آن شود، همه شکلها و قالبها به یکباره فرو میریزد.
بگو منصور از زندان اناالحق گو برون آیدکه دین عشق ظاهرگشت و باطل کردمذهبها
هوش مصنوعی: بگو منصور، از زندان «من حقیقت هستم» آزاد میشود، زیرا دین عشق آشکار شده و تمام مذهبها را باطل کرده است.
شهود بت ز پراکندگیم باز آورددلیل راه حقیقت برهمنی است مرا
هوش مصنوعی: من با تماشای زیباییها و تجربههای مختلف به حقیقت و درک عمیقتری از واقعیت رسیدهام و این درک، مسیری به سوی حقیقت برای من گشوده است.
بر چهرهٔ حقیقت اگر مانده پردهایجرم نگاه دیدهٔ صورت پرست ماست
هوش مصنوعی: اگر حقیقت چهرهای دارد که هنوز پوشیدگی بر آن مانده، علت آن دیدگاه نادرست و گناهی است که از چشمهای ما نشأت میگیرد.
تا یک دلت قبول کند قرب حق مجوسرمایهٔ قبول در انکار عالمی است
هوش مصنوعی: تا زمانی که دل تو به پذیرش حقیقت الهی آماده نشود، به دنبال سرمایهای که راه قبول را هموار کند نگرد؛ زیرا انکار حقیقت میتواند به خسران و بیمقداری بینجامد.
هیچ کس نامهٔ سر بستهٔ ما فهم نکردنه همین خاتمهاش نیست که عنوانش نیست
هوش مصنوعی: هیچکس نتوانست مفهوم نامهٔ پنهانی ما را درک کند و این تنها به خاطر انتهای آن نیست، بلکه به این دلیل است که موضوع اصلیاش نیز مشخص نیست.
سرو سامان سخن گفتن این جمعم نیستپهلوی من بنشانید پریشانی چند
هوش مصنوعی: این جمعی که در اینجا حضور دارند، قدرت و توانایی بحث و گفتگو را ندارند. اگر ممکن است، افرادی که شلوغ و ناآرام هستند را کنار من بنشانید تا بتوانیم بهتر صحبت کنیم.
هر کسی از تو نشانی به گمان میگویدکس ندیدم که در بزم تو محرم باشد
هوش مصنوعی: هر کسی که از تو نشانی میآورد، با خیال و تصور خود حرف میزند. اما من کسی را ندیدهام که بتواند در محفل تو به حقیقت نزدیک شود و در این بزم تو محرم باشد.
نیازارم ز خود هرگز دلی راکه میترسم در آن جای تو باشد
هوش مصنوعی: هرگز دلی را آزار نده که نگرانم در آن عشق تو قرار دارد.
ما را به صد افسانه در خواب چو میکردیاز بهرچه میکردی بیدار ز خواب اول
هوش مصنوعی: تو با داستانهای زیادی ما را در خواب فرو میبردی، حالا دلیل بیدار کردن ما از آن خواب اولیه چه بود؟
نظر گردد حجاب آنجا که من دیدار میبینمنهان از چشم ظاهربین تماشای دگر دارد
هوش مصنوعی: نگاه و توجه به آنچه میبینم، در حجاب و پوشش قرار میگیرد، به طوری که برای آنهایی که فقط به ظاهر نگاه میکنند، پنهان است و دنیای دیگری برای تماشا دارد.
قومی ترا زخلوت و عزلت طلب کنندتو شور شهر و فتنهٔ بازار بودهای
هوش مصنوعی: برخی از مردم همیشه به دنبال تنهایی و دوری از هیاهو هستند، اما تو همیشه در میان شلوغی و جنجالهای شهر حضور داشتهای و از این فضای پر جنب و جوش بهرهبردهای.
پرسش چه میکنی ز خطا و ثواب ماچون هرچه کردهایم خبردار بودهای
هوش مصنوعی: چرا از ما در مورد نیکی و بدیها سوال میکنی، در حالی که تو از تمام کارهایی که انجام دادهای، آگاه بودهای؟
رباعی
رو جانب حق از همه سو باید بوددر کوشش نفی مو به مو باید بود
هوش مصنوعی: باید در هر جهتی به حق توجه کنیم و به طور مداوم تلاش کنیم تا هر گونه نادرستی را از میان برداریم.
از بهر ظهور تو نهان کرده ترادر سرّ خود و ظهور او باید بود
هوش مصنوعی: برای ظهور تو، او تو را در راز خود پنهان کرده است و برای نمایان شدن او، نیاز به این پنهان کردن است.