فصل ۳۲
هوش مصنوعی: این متن به حالت روحانی و معنوی انسان اشاره دارد، که به دو منظر مختلف از وجود خویش مینگرد. شخصی که به مقام عزت پروردگار توجه دارد، به خاطر درد وجودش در حال گداز است. از سوی دیگر، کسی که به نزدیکی و حضور خداوند نظر دارد، هم از خجالت وجود خود در عذاب است. تا زمانی که نور جمال خداوند بر او ظهور کند و او را به مرحلهای از بینش و گوشدهی برساند که از خود بیخود شود و در حضور خداوند قرار گیرد. در این حالت، وجود او در عین زنده بودن، از خود بیخبر است و به دنیای غیبی و معانی والاتر فراتر میرود. گداز و خجلت او به دلیل این نوع وجودش قابل سرزنش نیست، چرا که او در حقیقت، از حقیقت وجودیاش برتر رفته و در مقام پاک و جاودانه قرار دارد.
آن را که نظر به احوال او از عالم عزت فَاِنَّ الْعِزَّةَ لِلّهِ جَمیعا.. بود از درد هستی خود همیشه در گداز بود و آن را که نظر بدو از عالم وَ نَحْنُ اَقْرَبُ اِلَیْهِ من حَبْلِ الْوَریدْ.. بود هم از خجلت وجود خود در گداز بود تا آنگاه که خورشید جمال از افق جلال طالع شود قوت باصرهی او را به خود مضئی کند و قوت سامعهی او را به خود قوی کند بی یَسْمَعُ و بی یُبصِرُ بی اویی او به عالم محبوب ناظر شود و بیخودی خود بر در سرادق عز او حاضر شود. حاصل؛ چون حصولش در عالم بیعیبی بود بلکه او مستغرق شواهد غیبی بود پس خجلت و گداز را و سردرد و ناز را نسبت بدو نتوان کرد زیرا که اگرچه زنده بود اما بی جان بود قصه چه کنم این نماید اما آن بود:
هوش مصنوعی: شخصی که به حال خود نگاه میکند و احساس عزت میکند، همیشه از درد وجود خود رنج میبرد. او که با نگاه به خدای خود نزدیکتر شده، به خاطر خجالت از وجود خود نیز دچار رنج است. این وضعیت ادامه دارد تا زمانی که نور جمال الهی از افق جلال ظاهر شود و بینایی و شنوایی او را تقویت کند. در این حالت، او به دنیای محبوب خود نگاهی میکند و بدون از خود بیخود میشود تا در درگاه عزت الهی حاضر شود. در نهایت، چون این حالت در عالمی بدون نقص و با غرق شدن در مشاهدات غیبی به دست میآید، نمیتوان خجالت و رنج را به او نسبت داد؛ زیرا اگرچه زنده است، اما از نظر معنوی بیجان است. حال این داستان را چه باید کرد؟
چون دید عیان جمال محبوباز حد مکان به لامکان شد
هوش مصنوعی: وقتی زیبایی محبوب را به طور آشکار مشاهده کرد، از محدودیتهای فیزیکی و مکان خارج شد و به دنیای بینهایت رسید.
قصه چه کنم وجود پاکشزین مرتبه برگذشت و آن شد
هوش مصنوعی: چه داستانی بگویم، که وجود خالص او از این محدوده فراتر رفته و به مقام بالاتری دست یافته است.