فصل ۳۷
هوش مصنوعی: در این متن، فردی به نام محمود به ایاز میگوید که بهتر است به کار دیگری مشغول شود و از آنها فارغ باشد. اگر او به این فرمان عمل کند، در حقیقت به جای خوبی نرفته و در این مقام باید از دستورات پیروی کند. سپس اشاره به این میکند که درون خود بینش و توانایی پیشرفت دارد و اگر کسی به خوبی رفتار کند، میتواند همچون خود او باشد. آنگاه به موضوعی از قرآن اشاره میکند که به سرعت به سوی مغفرت و بهشت روی آورده میشود. در اینجا زاهدان و عرفا به شدت به تواضع و احتیاط میپردازند و در نهایت از دوست میپرسند که از چه راهی بروند و چگونه دهندگان را ملاقات کنند.
اگر محمود ایاز را گفتی برو به خدمت دیگری مشغول شو و از ما فارغ باش لعمری اگر برفتی و فرمان بجای آوردی در رفتن مصیب بودی یا مخطی؟ آن کس که درین مقام فرمانبرداری نماید خام است:
هوش مصنوعی: اگر به ایاز بگویی که برو و به کار دیگری مشغول شو و دیگر به ما مربوط نباش، اگر بروی و دستورات را اجرا کنی، آیا در این کار شاید دچار اشتباه شدهای یا درست عمل کردهای؟ کسی که در این موقعیت از دستورات پیروی کند، نادان است.
گفتی دگری بین کنم ای بیناییگر تو دگری چو خویشتن بنمایی
هوش مصنوعی: تو گفتی که به شخص دیگری نگاه کنم، ای بینا! اگر تو هم مانند خودت به نمایش شوی، چه فرقی خواهد کرد؟
لعمری چون امر وَسارعُوا اِلی مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَجَنَةٌ عَرَضُها السَّمواتُ وَالْاَرْضُ. به خلائق رسید زاهدان در مسارعت آمدند و عارفان عاشقصفت بر در سرادق عزت معشوق پای در دامن حسرت آوردند و سر در گریبان حیرت کشیدند و تقاعد نمودند:
هوش مصنوعی: به راستی که چون دعوت بهشت و بخشش الهی به گوش مردم رسید، زاهدان شتاب کردند و عارفان که عاشق معشوق بودند، با حسرت به درگاه عظمت محبوب نگریستند و در اندیشه و حیرت فرو رفتند و از پیش رفتن باز ماندند.
گفتی که برو حدیث ما کن کوتاهای دوست کجا روم کجا دانم راه ؟
هوش مصنوعی: دوست عزیز، گفتی که داستان ما را کوتاه بگو. اما من نمیدانم کجا بروم و راه چه خواهد بود.