فصل ۴۷
هوش مصنوعی: در این متن، به مفهوم محبت و ارتباط آن با عشق و درد اشاره شده است. شهباز محبت در سفر خود از مقاماتی چون عزت، عظمت، و بهشت گذر میکند و در نهایت به محنت و خاک میرسد. کروبیان به او میگویند که چرا باید با خاک که از او نورانیتر نیست، یکی باشد، اما شهباز جواب میدهد که او درد و محنتی دارد که بهواسطه محبتش به برتری میرسد. این متن به درک عمیقتری از مفهوم عشق و تجارب انسانی اشاره دارد و بیان میکند که حتی در مواجهه با رنج و محنت، عشق و محبت همچنان وجود دارند و آدمی میتواند از این دردها آگاه باشد.
در روح الارواح آمده است که شهباز محبت از شجر عزت درپرید بعرش رسید عظمت دید درگذشت بکرسی رسید وسعت دید درگذشت ببهشت رسید نعمت دید درگذشت بخاک رسید محنت دید بر وی نشست کروبیان از عالم خود ندا کردند و گفتند ای وصف پادشاهی ترا با خاک یک درجه آشنائی خاک را از تو بچه نسبت روشنائی گفت او محنت من دارد من محبت نقطۀ که او بر زبر دارد و من در زیر دارم و عشق در محلی که اثبات یابد مر آن را زیر و زبر کند جَعَلْنا عالِیَها سافِلَها.
هوش مصنوعی: در کتاب روح الارواح آمده است که پرنده عشق از درخت عزت به سوی عرش پرواز کرد و عظمت را دید. سپس به کرسی رسید و وسعت را مشاهده کرد، و بعد از آن به بهشت رفت و نعمتها را دید. پس از آن به زمین بازگشت و محنتها را تجربه کرد. در این هنگام، فرشتگان از عالم خود ندا دادند و گفتند: "ای تو که توصیف پادشاهی میکنی، تو با خاک تنها یک درجه آشنائی داری." او در پاسخ گفت: "این خاک محنت من را دارد، اما من عشق و محبت را دارم که در زبر او (خاک) وجود دارد و من آن را در زیر خود دارم. عشق در جایی که ثابت شود، میتواند همه چیز را دگرگون کند."
تا چند مرا زیر و زبر داری تووز عالم خویش برگذر داری تو
هوش مصنوعی: چرا همچنان مرا به هم میزنی و از دنیای خودت منحرفم میکنی؟
با این همه مر مراهمین بس باشدکز درد دلم مها خبر داری تو
هوش مصنوعی: با این حال، همین که تو از دردهای درون من خبر داری، برای من کافی است.