فصل ۵۵
هوش مصنوعی: عشق همواره در خود وحدت دارد و در عین حال وجود شخص عاشق را میشناسد. عاشق هم زمان عارف و معروف است و در عالم خود به جستجوی عشق میپردازد. او هم صیاد و هم شکار است، به این معنا که در پی آنچه مطلوبش است، همواره در حال جستجوست. همچنین، عشق به خودی خود هدف و وسیلهای برای رسیدن به مقصد است. به طور خلاصه عشق همه چیز را شامل میشود: صیاد، دانه، صید، ساقی و حریف. در نهایت، شخص عاشق به سوی معشوق خود میرود و درمییابد که خود معشوق نیز در همانجا حضور دارد.
عشق روی درخود دارد پس همو شاهد است و همو مشهود و عشق خود را شناسد پس همو عارفست و همو معروف در هوا خود پرد و شکار از عالم خود کند پس همو شکار است و همو صیاد آنچه بایدش در عالم خود باید پس همو طالبست و همو مطلوب نظر از خود برندارد و بر کس نگمارد پس همو قاصد است و همو مقصود،عزیزی گفته است:
هوش مصنوعی: عشق دارای ویژگیهای خاصی است؛ بنابراین هم خود را مشاهده میکند و هم خود را درک میکند. عشق خود را میشناسد و به همین دلیل عارف و معروف است. در دنیای خود به جستجو میپردازد و از آنکه شکار میکند، خودش نیز شکار است و صیاد. آنچه را که نیاز دارد در دنیای خود جستجو میکند و به همین خاطر هم طالب است و هم مطلوب. عشق از خود دور نمیشود و به دیگری نمیسپارد؛ بنابراین هم قاصد است و هم مقصود.
صیاد همو دانه همو صید هموساقی و حریف و می و پیمانه همو
هوش مصنوعی: صیاد همان کسی است که دانه را میچشاند، همینطور صید، ساقی، رفیق و همچنین می و پیمانه نیز همه یکی هستند.
گفتم که ز عشق او به بتخانه شومدیدم که بت حاکم بتخانه همو
هوش مصنوعی: به کسی گفتم که از عشق او به معبد میروم، اما دیدم که خود بت حاکم معبد همان اوست.