فصل ۸۰
هوش مصنوعی: عشق عاشق و معشوق متفاوت است و هر یک در دو مرتبه قرار میگیرد. اگرچه به نظر میرسد که این کثرت وجود دارد، اما در حقیقت، اتحاد در عشق وجود دارد. وقتی معشوق عاشق میشود، عاشق هم معشوق میگردد و این کثرت برطرف میشود. وجود یک معشوق برای هزاران عاشق جایز است، اما هر عاشق باید صادق باشد. در اینجا اشاره به دریای شوق و نهنگ عشق وجود دارد که عاشق را به تلاطم میاندازد. در نهایت، آنچه مهم است، بازگشت به اصل و حقیقت عشق است، چرا که برای رسیدن به حقیقت، فایدهای در درخواستهای بیپایه وجود ندارد.
عشق عاشق با معشوق دیگرست درین اصل هر یکی در دو مرتبه مقرر میشوند و این اگرچه در ظاهر کثرت مینماید اما در معنی وحدتست زیرا که چون معشوق عاشق شود هر آینه عاشق معشوق شود کثرت برخیزد و چون معشوق یکی بود و خود یک عاشق را دو معشوق روا نبود ماجَعلَ اللّهُ لِرَجُلٍ مِن قَلبَینِ فی جوفِه اما یک معشوق را روا بود که هزار عاشق بود و هر یک در عشق صادق بود اما اینجا سریست دقیق بدان که عاشق را گذر بر دریای شوقست ونهنگ عشق درو در کمین تازمرۀ عشاق را که بر درگاه سرادق جلال شور و شغب میدارند و مینالند و میزارند با آنکه از استغناءمعشوقخبر دارند بیکبار درکشد و دم درکشد زیرا که از رحمت خلقیت بحقیقت بر درگاه جز زحمت بی فایده نیست خَلقناکُم لّنَرَبَحَ عَنکُم لاتَربَحوا عَنّا:
هوش مصنوعی: عشق بین عاشق و معشوق متفاوت است و هر یک در دو مرتبه مشخص قرار دارند. هرچند که در ظاهر این تفاوتها به نظر میرسد، ولی در عمق معنا یکپارچگی وجود دارد. زمانی که معشوق به عاشق تبدیل میشود، عاشق نیز معشوق شده و این کثرت از بین میرود. چون معشوق تنها یکی است و نمیتواند برای یک عاشق دو معشوق وجود داشته باشد. اما برای یک معشوق فقط یک نفر عاشق کافی است و او میتواند هزاران عاشق داشته باشد که هر یک در عشق خود صادق هستند. در اینجا نکتهای ظریف وجود دارد؛ عاشق باید از دریای شوق عبور کند و در دل عشق، در کمین باشد. عاشقان در درگاه معشوق شور و شوق به پا میکنند و ناله سر میدهند، هرچند که میدانند معشوق به آنها نیازی ندارد. اینجا، نتیجهای جز زحمتی بیفایده برای عاشقان وجود ندارد.
چون نیست بسی فایده اندر بودتآن به که باصل خود همی باز شوی
هوش مصنوعی: وقتی که فایده زیادی در وجودت نیست، بهتر است که به اصل و هویت واقعی خودت بازگردی.