فصل ۱۰۸
هوش مصنوعی: عاشق در عشق خود را پنهان میکند و هم اخلاص و هم ریا در وجودش وجود دارد. او به دلیل عشق عمیقی که دارد، از معشوق خود محجوب میشود و صفات معشوق در او باطل میگردند. عاشق باید از خود بگذرد و به محبوب باقی بماند. در این حالت، هیچ ریا یا اخلاصی وجود ندارد. عشق او به معشوق باعث میشود که در مقابل کشتهها و مردهها در کوی او هیچ کس نتواند انتقامی بگیرد و در نهایت، فقط او و معشوق هستند که در این احساس عمیق قرار دارند. حکیم بیان میکند که در این عشق عمیق، پیچیدگیهایی وجود دارد که از بیان واضح آن ناتوان است.
عاشق در عشق تا بخود قائم است اخلاص و ریا هر دو وصف او را لازمست و بدان از معشوق محجوب، چون اوصاف او در او بقوت عشق باطل شوند و در خود از خود فانی بماند و ببقای محبوب باقی درین مقام لاریاءٌ وَلااخْلاصٌ لاهَلاکٌ وَلاخَلاصٌ ای برادر عاشق را رویست از آن روی برویست و کار معشوق بر خلاف اینست از آن بر سر کوی او از کشته پشتههاست حکیم گوید:
هوش مصنوعی: عاشق تا زمانی که به عشق خود وابسته است، به نوعی نیاز به صداقت و به اصطلاح ریا دارد. اما وقتی به اوج عشق میرسد، ویژگیهایش به دلیل قدرت عشق نابود میشوند و او خود را در معشوق گم میکند. در این مرحله، عشق خالص و بدون ریا شکل میگیرد و عاشق به جای عشق به خود، به عشق به محبوب تبدیل میشود. از طرف دیگر، معشوق به این شکل نیست و به همین دلیل در سر راه او، مشکلات و چالشهای زیادی وجود دارد. حکمت بر این است که عاشق باید در پی زیبایی معشوق باشد.
برسر کویت بسی کشته و مرده ولیکشته نیابد قصاص مرده نیابد کفن
هوش مصنوعی: بر سر کوچهات بسیاری جان باختهاند، اما هیچکدام از آنها قصاص نمیشوند و هیچکدام هم کفن ندارند.
مَنْ قَتلتُه فَاَنَا دَیِتُهُ غوری عظیم دارد در بیان نتوان آورد کسی سرش نمیداند زبان درکش زبان درکش.
هوش مصنوعی: هر کس را که کشتم، من مسئول دیه او هستم. این موضوع بسیار بزرگ و عمیق است که نمیتوان به راحتی بیان کرد و کسی نمیتواند عمق آن را درک کند، چون زبان از توضیح آن ناتوان است.