فصل ۱۵۵
هوش مصنوعی: این متن دربارهی عشق و حالتی است که عاشق در حضور معشوق احساس میکند. روزی وجود عاشق به قدری با ارزش و مقدس است که او در کنار معشوق قرار دارد و به دنبال کشف اسرار عشق است. در این لحظه، عاشق احساس میکند که در نهایت به مقصدی رسیده و روز خود را مبارک میداند. عاشقانی که در برابر خوبیهای معشوق قرار میگیرند، دچار شوق و شیدایی میشوند و گویی جان و تن خود را فدای عشق میکنند. به طور کلی، متن به اهمیت و زیبایی لحظههای عاشقانه و نزدیکی به معشوق اشاره دارد.
هیچ روزی که بر عاشق گذرد مبارکتر از آن روز نبود که او را در نظر معشوق یابند بردار برآمده و منتظر کشف اسرار شده در آن حال که آن واصل را بردار برآوردند موحدی باو رسید پرسید مَا الْمَحَبَّةُ فَقال هذا اَوّلُ قَدَم مِنْهُ:
هوش مصنوعی: هیچ روزی برای عاشق خوشتر از روزی نیست که او را در نظر معشوق پیدا کنند. در آن زمان، او که از عالم غیب آگاه شده و منتظر کشف رازها بود، به سراغش آمدند. در همین حال، مردی پیرو عقاید درست به او رسید و پرسید محبت چیست؟ او در پاسخ گفت: این نخستین قدم از محبت است.
گفت خوبان چو پرده برگیرندعاشقان پیششان چنین میرند
هوش مصنوعی: وقتی زیبا رویان پرده را کنار میزنند و خود را نشان میدهند، عاشقان در حضورشان به شکلی خاص و تحت تأثیر قرار میگیرند.
آن روز دار مینمود اما او را روز بار بود چون در نظر یار بود:
هوش مصنوعی: آن روز به نظر میرسید که دار روز زیبایی است، اما او احساس میکرد که روزش تلخ است، زیرا محبوبش در یادش بود.
حلاج دلا که مقتدای کارستبردار همی گفت که روز بارست
هوش مصنوعی: ای دل، بدان که حلاج، که پیشوای کارهاست، میگوید: امروز روز جزاست.
از یار هر آنکسیکه برخوردارستجانش بر یار و تنش برداست
هوش مصنوعی: هرکس که از محبوب خود بهرهمند است، زندگیاش با آن محبوب گره خورده و وجودش به او وابسته است.