فصل ۱۶۲
هوش مصنوعی: این متن به بررسی عشق و بلای آن بر عاشق میپردازد. عشق در ابتدا برای عاشق دشواریهایی به همراه دارد و او را تحت فشار قرار میدهد. عاشق همچون هدف تیر است و در آتش بلا میسوزد. روزی او به شدت دچار درد و رنج میشود و در نهایت به این نتیجه میرسد که عشق بدون مرگ آرامش ندارد.
سپس عشق به معشوق منتقل میشود و او نیز به نوعی دچار عذاب میگردد و به طور گیج و بیهدف میشود. معشوق از عتاب معشوق گریزی ندارد و دچار حیرت و سردرگمی میشود. در نهایت، نویسنده به این نکته اشاره میکند که انسانها نمیتوانند مفهوم عشق نامتناهی را با قوه عقل خود درک کنند و باید از ورود به این دام پرهیز کنند، زیرا عشق بیپایان و عمیق است.
در بدایت عشق عشق بلای عاشق بود چون مبردی وی را میساید و از او میفرساید گاه او را در آتش بلا میاندازد و گاه او را هدف ناوک ولا میسازد و با او میگوید:
هوش مصنوعی: در آغاز عشق، عاشق در چنگال مشکلات و سختیها گرفتار است، چرا که عشق همچون معلمی سختگیر او را مورد آزمایش قرار میدهد و او را دچار رنج و درد میکند. گاهی او را به آتش بلا میاندازد و گاهی به تیرگیهای ناشناخته میکشاند و با او گفتگویی میکند که نشاندهنده دشواریهای عشق است.
جنگ سلطانیست اینجا تیرباران چشم دارکان عروسیها بود کانجا شکر باران شود
هوش مصنوعی: در این مکان، جنگی وجود دارد که چشمان پر از اشک مانند تیرهای رها شدهاند. اینجا جایی است که عروسیها برپا میشود و شادی میبارد.
چون روزی چند دیگر برآید عاشق بلاخود شود خود را بر بالا برآرد تا هلاک شود و نامش ازدفتر وجود پاک شود و گوید:
هوش مصنوعی: روزی چند دیگر میآید که عاشق بیدلیل خود را بلند میکند تا به هلاکت برسد و نامش از دفتری که وجودش را ثبت کرده پاک شود و میگوید:
مَنْ ماتَ عِشْقاً فَلْیَمُتْ هکَذالاخَیْرَ فی عِشْقٍ بِلامَوتٍ
هوش مصنوعی: هر کس که به خاطر عشق بمیرد، به این صورت بمیرد؛ زیرا در عشق، بیمرگ هیچ فایدهای وجود ندارد.
چون روزی چند دیگر برآید معشوق بلاء عاشق گردد و بمثل چون سایه شود بیجان سرگردان و بی عیش حیران میگوید:
هوش مصنوعی: هر زمانی که محبوب سر برآورد و عاشق دچار بلای عشق شود، مانند سایهای بیجان و سرگردان و بیسرور، از سر حیرت میگوید:
از عتاب سایه همچون دوست در نتوان رمیدجان بباید دادن و چون سایه بیجان آمدن
هوش مصنوعی: نمیتوان از محبت و محبت دوستانه دوری جست. حتی اگر به نظر برسد که در مشکلات قرار داریم، باید جان خود را فدای دوستی کنیم و در برابر سختیها و چالشها قوی باشیم.
با خود بار او نتوان کشید و بخود جمال او نتوان دید از برای آنکه نامتناهی را متناهی بقوت خود ادراک نتواند کرد:
هوش مصنوعی: انسان نمیتواند بار سنگین وجود او را بر دوش بکشد و زیباییاش را به طور کامل درک کند، زیرا نمیتواند بینش محدود خود را به امر بیپایان و نامتناهی تطبیق دهد.
در دام نیاید ای پسر مهرو عشق مده که بیکرانست
هوش مصنوعی: ای پسر زیبا، عشق را به خودت نبند، زیرا عشق حریم وسیعی دارد و در آن گرفتار نخواهی شد.