فصل ۱۷۳
هوش مصنوعی: در این متن اشاره شده که عشق میتواند انسان را به حدی محو و فنا کند که تمام ویژگیهای خود را از دست بدهد. این موضوع در داستان یک زیبای کنعانی و دوستانش که در مواجهه با او به شدت تحت تأثیر زیباییاش قرار میگیرند، منعکس شده است. آنها آنقدر حیرتزده میشوند که حتی انگشتان خود را در اثر شگفتی بریده و از حالت عادی خود خارج میشوند. آن زیبایی را همچون یک ملک کریم توصیف میکنند. در نهایت، به این نتیجه میرسند که عشق و زیبایی میتواند انسان را از دنیای مادی خارج کرده و به سطحی بالاتر برد.
آنچه گفتهاند که عاشق را در عشق محو و فنا حاصل شود حق است و سر این سخن در قصۀ آن خوب روی کنعانی و آن لطیف صنع یزدانی ظاهر شده است و آنچه صواحبات در غلبه مشاهدۀ او بفناء اوصاف موصوف شدند و از الم قطع بیشعور شدند وقَطّعْنَ اَیْدیَهُنّ و از غایت بیشعوری منظور را از عالم انسانیت بیرون بردند و بملکیت ذکر کردند اِنْ هذا اِلاّ مَلَکُ کَریمٌ واگر ملک کریم خوانی باشد که آن جمال دیدند آنچه از او این عبارت کردند اِنْ هذا اِلّا مَلَکٌ کَریمٌ.
هوش مصنوعی: عاشق به واقع در عشق خود محو و نابود میشود و این حقیقت در داستان زیباییهای یوسف پیامبر و جذابیتهای او نمایان است. دوستانی که در مواجهه با یوسف دچار حیرت و شگفتی شدند و تحت تأثیر زیبایی او قرار گرفتند، به خاطر شدت شگفتی، دستهای خود را بریدند و از درک و فهم خود خارج شدند. آنها به جای اینکه به انسانیت خود توجه کنند، او را به عنوان یک ملک کریم شناختند و گفتند که او چیزی جز یک فرشته زیبا نیست.
گفتم که توئی گفت منم چون تو نئی.
هوش مصنوعی: گفتم تو هستی و او گفت من هستم، چون تو وجود نداری.