شمارهٔ ۱۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و بی وفایی اشاره میکند و از معشوق میخواهد که با حضورش شب را برای او دلپذیر کند. او به زیباییهای عاشقانه، عشق متقابل و لذتهای زندگی اشاره میکند و از معشوق میخواهد که آرامش و روشنایی را برایش به ارمغان آورد. شاعر اعتراف میکند که در دلش آتش عشق میسوزد و میخواهد این احساسات را با معشوق خود تقسیم کند. در نهایت، او به زندگی بدون معشوق و تلخی آن اشاره میکند و به شوق و خوشیهای زندگی دعوت میکند.
ای به بر کرده بی وفایی رامنقطع کرده آشنایی را
هوش مصنوعی: تو که رابطهات را با آن کس که بیوفاست قطع کردهای، آشناییات را از او به کلی قطع کردهای.
بر ما امشبی قناعت کنبنما خلق انبیایی را
هوش مصنوعی: امشب سادگی و قناعت را پیشه کن و نشان بده که چگونه میتوان همچون پیامبران زندگی کرد.
ای رخت بستده ز ماه و ز مهرخوبی و لطف و روشنایی را
هوش مصنوعی: ای زیبایی که با جلوههای دلانگیزت مانند ماه و خورشید، خوبی، لطف و روشنایی را به ارمغان آوردهای.
زود در گردنم فگن دلقیبرکش این رومی و بهایی را
هوش مصنوعی: فورا زود بر گردنم پیراهنی بیفکن که این رومی و بهایی را!
چنگی و بربطی به گاه نشاطجمله یاری دهند نایی را
هوش مصنوعی: در زمان شادابی و خوشحالی، سازها و موسیقی همگی کمک میکنند تا لذت بیشتری ببریم.
با چنان روی و با چنان زلفینمنهزم کردهای ختایی را
هوش مصنوعی: با چهره و موهای زیبایت، یکی از برجستهترین و نیرومندترینها را شکست دادهای.
آتشی نزد ماست خیز و بیارآبی و خاکی و هوایی را
هوش مصنوعی: آتشی در میان ما وجود دارد، بشتاب و آب و خاک و هوا را بیاور تا آن را خاموش کنیم.
بار ندهند نزد ما به صبوحهیچ بیگانهٔ مرایی را
هوش مصنوعی: به ما اجازه ندهید که هیچ غریبهای در صبح زود به نزد ما بیاید.
چون بود یار زشت پر معنیچکنم جور هر کجایی را
هوش مصنوعی: زمانی که یار من زشت و در عین حال با معنا است، چه کار میتوانم بکنم که از هر جا یا هر کس دشواریها را تحمل کنم؟
چو شدی مست جای خواب بسازوز میان بانگ زن سنایی را
هوش مصنوعی: وقتی مست شدی، جایی برای استراحت درست کن و از بین صداها، کلام سنایی را بشنو.