شمارهٔ ۱۸
هوش مصنوعی: این شعر به استقبال و تحسین از یک معشوق میپردازد که نماد زیبایی و کمال است. شاعر از او دعوت میکند که وارد زندگیاش شود تا بتواند او را بهتر بشناسد و از زیباییاش بهرهمند شود. اشاره به آفتاب و روشنایی صبح نماد روشنایی و روشنگری است که معشوق به زندگی شاعر میآورد. همچنین، شاعر از معشوق به عنوان یک موجود فراتر از زمان و مکان یاد میکند و در نهایت ابراز عشق و ارادت خود را به او به تصویر میکشد.
مرحبا مرحبا برای هلالاآسمان را نمای کل کمالا
هوش مصنوعی: سلام و درود بر ماهی که در آسمان میدرخشد و زیبایی کامل را به نمایش میگذارد.
چند ازین پرده ز آفتاب برون آیجان ما را بخر ز دست خیالا
هوش مصنوعی: کمی از این حجاب و پرده کنار برو تا جان ما از دست خیال و توهم نجات یابد.
اندر آی اندر آی تا بشناسیماز جمال تو حال را ز محالا
هوش مصنوعی: بیا و وارد شو تا از زیبایی تو حال و وضعیت را بشناسیم و در این راه از سختیها گذر کنیم.
ای همه روی بر خرام به منظرتا رهد دیده زین شب همه خالا
هوش مصنوعی: ای همه، به آرامی و ناز به جلو بیایید تا چشمانم از این شب تار و غمگین رها شود.
اشهب صبح در گریزد از شرمچون بجنبد ز ابلق تو دوالا
هوش مصنوعی: از سر زیبایی و روشنی صبح، رنگین کمان به خجالت میافتد. چونکه در جوار او، اسب سپید با طیب خاطر میتازند و به حرکت در میآید.
روشنی را نشان به اوج شرف برتیرگی را فگن به برج و بالا
هوش مصنوعی: روشنی و بلندای احترام را به چشمان او نشان بده و تاریکی را به بالای برجها پرتاب کن.
ای ز پرده زمانه آمده اینجامرحبا مرحبا تعالی تعالا
هوش مصنوعی: ای کسی که از پرده زمانه و روزگار به اینجا آمدهای، خوش آمدی، خوش آمدی! برافراشته و باعظمت باش!
عقل و دینمان ببر تراست مباحاجان و دلمان ببر تراست حلالا
هوش مصنوعی: خود را به تو سپردهایم و تمام وجودمان را برای تو آزاد میدانیم و در واقع برای تو حلال میدانیم.
تا سنایی چو دید گوید ای مهحبذا و جهک المبارک فالا
هوش مصنوعی: هنگامی که سنایی این را دید، میگوید: ای ماه، چه خوب و خوشیمنی!