شمارهٔ ۴۸
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عمیقترین احساسات محبت و فداکاری است. شاعر در حال ابراز عشق و ارادت به دوستش است و از او میخواهد که محبتش را بپذیرد. او از تحمل سختیها و ستمهای ناشی از عشقش سخن میگوید و به خاطر دوستیاش آماده است تا هر نوع رنج و فداکاری را تحمل کند. در نهایت، او از دوستش میخواهد که به او رحم کند و دیگر به او ستم نکند.
دارم سر خاک پایت ای دوستآیم به در سرایت ای دوست
هوش مصنوعی: من در کنار قبر تو نشستهام، ای دوست. به در خانهات میآیم، ای دوست.
آنها که به حسن سرفرازندنازند به خاکپایت ای دوست
هوش مصنوعی: آنهایی که زیبایی و فخر را با خود دارند، به تو و به وجودت افتخار میکنند، ای دوست.
چون رای تو هست کشتن منراضی شدهام برایت ای دوست
هوش مصنوعی: به خاطر تو، ای دوست، که تصمیم به کشتن من داری، من با این وضعیت کنار آمدهام.
خون نیز ترا مباح کردمدیگر چکنم به جایت ای دوست
هوش مصنوعی: دوست عزیز، من دیگر چارهای جز این ندارم که تو را ببخشم و حتی برایت از خون خودم هم گذشتم. اکنون چه کاری میتوانم انجام دهم؟
دانی نتوان کشید ازین بیشبار ستم جفایت ای دوست
هوش مصنوعی: دوست عزیز، آیا میدانی که دیگر نمیتوانم بیشتر از این بار ستم و ناملایمات تو را تحمل کنم؟