شمارهٔ ۸۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از دل خود میگوید که او را به عشق و معشوقهاش راهنمایی کرده است. معشوقهشان با زیبایی و جذابیت خود، دل شاعر را پر کرده و او را به وجد آورده است. شاعر میگوید که معشوق با تماس و نوازش خود، او را به وصال میخواند و با محبتش دل او را تسخیر میکند. او همچنین اشاره میکند که با نوشیدن می، حالش دگرگون میشود و با وجود آگاهی از خطرات عشق، نمیتواند خود را کنترل کند. در نهایت، عشق و احساساتش چنان او را درگیر خود میکند که غرق در معشوق میشود و از عشق و میگساری لذت میبرد.
روزی دل من مرا نشان دادوز ماه من او خبر به جان داد
هوش مصنوعی: روزی دل من به من نشان داد که ماه من را به او خبر داد و جانم را شاد کرد.
گفتا بشنو نشان ماهیکو نامهٔ عشق در جهان داد
هوش مصنوعی: گفت: بشنو که چه نشانهای از ماهی وجود دارد که نامهٔ عشق را در دنیا منتشر کرده است.
خورشید رهی او نزیبدمه بوسه ورا بر آستان داد
هوش مصنوعی: خورشید مانند او شایسته بوسه از ماه نیست و او بر درگاه عدل ایستاده است.
یک روز مرا بخواند و بنواختو آنگاه به وصل من زبان داد
هوش مصنوعی: یک روز شخصی مرا دعوت کرد و با مهربانی از من پذیرایی کرد، و سپس به من اجازه داد که به وصال او بپردازم.
برداشت پیاله و دمادممی داد مرا و بی کران داد
هوش مصنوعی: پیاله را برمیدارم و به سرعت مشغول نوشیدن میشوم و این لذت بدون حد و حصر ادامه دارد.
من دانستم که می بلاییستلیکن چه کنم مرا چو ز آن داد
هوش مصنوعی: من دریافتم که تو بلایی هستی، اما چه کار میتوانم بکنم وقتی که از تو دادهام؟
از باده چنان مرا بیازردکز سر بگرفت و در میان داد
هوش مصنوعی: از شراب به قدری مرا آزار داد که مرا از خود بیخود کرده و به حالتی قرار داد که در میانهی کارهایم غرق شدم.