شمارهٔ ۱۰۵
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از تجربیات عاشقانهاش صحبت میکند. او میگوید که عشق به دل او وارد شده و باعث شده که نفسهایش به آه بدل شود. عاشق به میل و رغبت خود، دلش را به عشق سپرده است، اما در این مسیر با درد و رنج روبرو شده است. عشق برای او مانند شیری شیرین و زهر تلخ است، و صبرش را به شدت آزمایش کرده است. او به یاد عشقش از دردهای فراوانی که دیده، میگوید و نشان میدهد که عشق او را با وجود رنجها، از نظر احساسی دچار تحول کرده است. او به عشق ادامه میدهد و حتی اگر به کام دشمنانش باشد، هنوز هم بر عشقش ارادت دارد.
عاشقی تا در دل ما راه کرداغلبِ انفاس ما را آه کرد
هوش مصنوعی: عشق وقتی وارد دل ما شد، باعث شد که بیشتر اوقات نفسهای ما به آه و ناله تبدیل شود.
بود هر باری دلم عاشق به طوعبرد و زیر پای عشق اکراه کرد
هوش مصنوعی: هر بار دلم را به عشق جذب کرد و عشق را به زوری زیر پا نگذاشت.
عیشِ چون نوشِ مرا چون زهر کردصبرِ چون کوهِ مرا چون کاه کرد
هوش مصنوعی: زندگی برای من مثل نوشیدنی است که به تلخی زهر تبدیل شده و صبر من هم مانند کوهی است که به سبکی کاه بدل شده است.
باز در شهر مسلمانان مغیکرد ما را بسته و ناگاه کرد
هوش مصنوعی: در شهر مسلمانان، مغی ما را دربند کرده و ناگهان دچار حیرت ساخت.
از تن باریک من زنار ساختوز دل سنگینم آتشگاه کرد
هوش مصنوعی: از بدن نحیف من کمربندی ساخته و از دل سنگین و غمگینم آتشگاهی به وجود آورده است.
با همه محنت که دیدم من به عشقکو مرا بی قدر و آب و جاه کرد
هوش مصنوعی: با وجود تمام سختیهایی که تحمل کردم، عشق به من اجازه داد که بدون هیچ ارزش و اعتباری باشم و به من مقام و منزلتی نداد.
نیک خواهم عشق را گر چه مرااو به کام دشمن و بدخواه کرد
هوش مصنوعی: من عشق را دوست دارم، حتی اگر او مرا به کار دشمنان و بدخواهان وادار کند.