شمارهٔ ۱۷۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به محبوب خود خطاب میکند و از او میپرسد که تا کی باید به او جفا کند و بلا بر سر او آورد. او احساس میکند که دردی عمیق از جدایی و رنج دارد و به محبوبش میگوید که صبرش دیگر طاق شده است. شاعر با استفاده از تشبیهات و تعبیرات مختلف، از احساس تنهایی و نیاز به حضور محبوبش سخن میگوید و به شکلی عاطفی از وضعیت نابسامان خود ابراز نارضایتی میکند.
همواره جفا کردن تا کی بود ای دلبرپیوسته بلا کردن تا کی بود ای دلبر
هوش مصنوعی: هر چه قدر که با من بدی میکنی، تا کی ادامه خواهد داشت، ای محبوب؟ تا کی باید گرفتار این مشکلات باشم؟
من با تو دل یکتا وانگه تو ز غم تشنهچون زلف دوتا کردن تا کی بود ای دلبر
هوش مصنوعی: من با تو یک دل هستم و تو هم از غم روی من چون زلفی که دو تا شده، دلخوشیات تا کی ادامه دارد؟ ای محبوب من.
پیراهن صبر ما اندر غم هجرانتچون چاک قبا کردن تا کی بود ای دلبر
هوش مصنوعی: پیراهن صبر ما در غم دوری تو مانند پارچهای پاره شده است. نمیدانیم تا چه زمانی میتوانیم این وضعیت را تحمل کنیم، ای محبوب.
بی روی چو خورشیدت بیچاره سنایی راگردان چو سها کردن تا کی بود ای دلبر
هوش مصنوعی: ای دلبر، تا کی میخواهی بیروی تو، سنایی را در عذاب بگذاری؟ تو مانند خورشید برای من گرما و روشنی میآوری، اما بیحضور تو حال و روز من همچون سها (پرندهی زیبا) در غم و اندوه است.