شمارهٔ ۱۷۷
هوش مصنوعی: در این ابیات، سنایی به رابطهی عاشقانه و مفهوم عشق میپردازد و بیان میکند که در عاشقی، کفر و دین فرقی ندارند. او به عاشق میگوید که جانش را در عشق فدای معشوق کند و باید ارزش کفر و ایمان را بر اساس عشق سنجید. حتی اگر ایمان و کفر در مقابل او بایستند، کفر را بیشتر از ایمان باید دانست. سنایی به وجود جانان و صفای او اشاره میکند و هر چه را که از دل عاشق دور باشد، باید بیارزش دانست. او همچنین به تشنگی و نیاز اشاره میکند و بیان میکند که حتی قطرهای آب که از عشق سیراب میشود، باید ارزنده به شمار آید. در نهایت، او به یوسف گمشده اشاره میکند و عشق را به جاودانگی و زیباترین قالبها تشبیه میکند.
ای سنایی کفر و دین در عاشقی یکسان شمرجان ده اندر عشق و آنگه جان ستان را جان شمر
هوش مصنوعی: ای سنایی، در عشق، کفر و دین هیچ تفاوتی ندارند. دل را در عشق ببخش و سپس جان را از جان ستان هم، جان بپندار.
کفر و ایمان گر به صورت پیش تو حاضر شونددستگاه کفر بیش از مایهٔ ایمان شمر
هوش مصنوعی: اگر کفر و ایمان در پیش تو حاضر شوند، باید بدانیم که کفر به لحاظ ظاهری بیشتر از ایمان جلوهگری میکند.
ور نمیدانی که خود جانان چه باشد در صفاهر چه آن را از تو بیرون برد آن را آن شمر
هوش مصنوعی: اگر نمیدانی که محبوب واقعی چه نشانی دارد، در پاکی و صفا، هر چه که تو را از درونت دور کند و از آن جدا سازد، همان را به مانند شمر بشناس.
چشمهٔ حیوان چه جویی قطرهای آب از نیازدر کنار افشان ز چشم و چشمهٔ حیوان شمر
هوش مصنوعی: چشمهٔ زندگی حیوانات را بیجهت طلب نکن، چون تنها مقدار کمی آب برای رفع نیازها نزدیک به تو وجود دارد و باید آن را از چشمان و وجود خود جستوجو کنی.
یوسف گم کرده از نو دیدهٔ شوخی بدوزپوست را بر قالب خود خانهٔ احزان شمر
هوش مصنوعی: یوسف گم شده را دوباره با چشمان شوخی و بازی ببین، و پوست را بر روی قالب خود بکش تا به غم و اندوه خود پایان دهی.