شمارهٔ ۲۳۱
هوش مصنوعی: این شعر به رابطه صمیمی و واقعی با دوست (که میتواند اشاره به خدا یا محبوب باشد) میپردازد. شاعر از نفاق و تظاهر در عبادت رهایی مییابد و به عمق ایمان و محبت میرسد. او به جای زهد ظاهری، به وابستگی واقعی و عشق به محبوب میافتد. با ترک ریا و طاعتهای ظاهری، دلش را به امید محبت سپرده و از اندوه دور میشود چرا که در آغوش عشق شاد زندگی میکند.
دستی که به عهد دوست دادیماز بند نفاق برگشادیم
هوش مصنوعی: ما با دستی که به دوست دادهایم، از قید و بند نفاق و دوگانگی رهایی یافتهایم.
زان زهد تکلفی برستیمدر دام تعلق اوفتادیم
هوش مصنوعی: به خاطر عبادت و زهدی که به ظاهر داشتیم، از حقیقت الهی دور شده و در چنگال وابستگیها و دلبستگیها گرفتار شدیم.
از پیش سجاده بر گرفتیمطاعات ز سر فرو نهادیم
هوش مصنوعی: به خاطر عبادات و کارهای نیکو، از قبل سجاده را جمع کردیم و سرهایمان را پایین آوردیم.
وز دست ریا فرو نشستیمدر پیش هوا بایستادیم
هوش مصنوعی: ما از دست تظاهر و نیرنگ خسته شدهایم و اکنون در برابر خواستهها و آرزوهایمان ایستادهایم.
تن را به عبادت آزمودیمدل را به امید عشوه دادیم
هوش مصنوعی: ما جسم خود را با عبادت و کارهای نیک امتحان کردیم، در حالی که دل را به امید عشق و جذبه معشوق نوازش کردیم.
اندوه به گرد ما نگرددچون شاد به روی میر دادیم
هوش مصنوعی: اندوه نمیتواند به دور ما بچرخد چون ما شادی را با روی گشاده پذیرا هستیم.