شمارهٔ ۲۶۲
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر درد و رنج عاشقانه است. شاعر از ستمها و مشکلاتی که بر او میگذرد، سخن میگوید و به آن اشاره میکند که همواره به محبوبش فکر میکند. او به رغم رنجها و مشکلات، از عشق خود راضی است و حتی خود را خرسند میداند که جز محبوبش هیچکس را در دل ندارد. شاعر از محبوبش میخواهد که او را ببخشد و در پی جلب محبت و وفای اوست، در حالی که دلش از درد و غم پر است و چشمانش گریان است.
دگر بار ای مسلمانان ستمگر گشت جانانمگهی رنجی نهد بر دل گهی بی جان کند جانم
هوش مصنوعی: ای مسلمانان، بار دیگر جانِ محبوب من به دست ستمگران افتاده است. گاهی دلِ من را به رنج میآورد و گاهی مرا بیجان میسازد.
به درد دل شدم خرسند که جز او نیست دلبندمبه رنج تن شدم راضی که جز او نیست جانانم
هوش مصنوعی: من از درد دل راضی هستم، زیرا هیچ کس دیگری جز او در دل من نیست. با اینکه سختیهای جسمی را تحمل میکنم، اما خوشحالم که جانان من فقط اوست.
به بازی گفتمش روزی که دل بر کن کنون از مننبردست ای عجب هرگز جزین یکبار فرمانم
هوش مصنوعی: به او گفتم روزی که دلش را از من میگیرد، این روز عجیبی است که هیچگاه به جز این بار، فرمانی از من نخواهد گرفت.
شفیع آرم که را دیگر که را گویم که را خوانمکزین بازی ناخوش من پشیمانم پشیمانم
هوش مصنوعی: در دل خواهش دارم که به کدامین فرد شکایت کنم و از کی یاری بخواهم؛ چرا که از این بازی ناگوار، بسیار پشیمانم.
کنون نزدیک وی پویم وفا و مهر او جویممگر بر من ببخشاید چو بیند چشم گریانم
هوش مصنوعی: اکنون به نزد او میروم تا وفا و محبتش را جستجو کنم، شاید وقتی گریانم، بر من ببخشد.