شمارهٔ ۳۵۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و نشان میدهد که چگونه این عشق و جذابیت او، در جهان شور و آشوب ایجاد کرده است. او اشاره میکند که هیچ نوع آشوب دیگری در عالم وجود ندارد و تمام فتنهها زادهی زیبایی معشوق است. معشوق به کعبهای برای عاشقان تبدیل شده و آنها در اطراف او طواف میکنند. شاعر همچنین به عمق عشق و فدای عاشقان برای معشوق اشاره میکند و عشق به او را جاودانه مینامد.
تا کی از عشوه و بهانهٔ توچند ازین لابه و فسانهٔ تو
هوش مصنوعی: تا کی باید به خاطر حرکات و بهانههای تو ناله و شکایت کنم؟
شور و آشوب در جهان افگندغمزهٔ چشم جاودانهٔ تو
هوش مصنوعی: نگاه خیرهکننده و جذاب تو، در دل جهان شور و هیجانی بیپایان ایجاد کرده است.
هیچ آشوب نیست در عالماین چه فتنهست در زمانهٔ تو
هوش مصنوعی: در این دنیا هیچ مشکل و آشفتگی وجود ندارد، فقط گاهی در زندگی تو موجی از ناامنی و فتنه بهوجود میآید.
کعبهٔ عاشقان سوخته دلهست امروز آستانهٔ تو
هوش مصنوعی: امروز آستانهٔ تو، محلی است که عاشقان با دلهای سوخته و داغیده، به آنجا روی میآورند.
عاشقانت همی طواف کنندگرد کوی و سرای و خانه تو
هوش مصنوعی: عاشقانت دور خانه و محل تو میگردند و به آنجا سر میزنند.
ای همایون همای کبک خرامدل عشاق آشیانهٔ تو
هوش مصنوعی: ای پرندهی زیبای دلانگیز، عشاق در آشیانهات سکونت دارند و به تو میبالند.
عاشقانت همی به جان بخرندانده عشق جاودانهٔ تو
هوش مصنوعی: عاشقانت با تمام وجود خود غم عشق همیشگی تو را تحمل میکنند.