شمارهٔ ۳۵۷
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عشق شدید شاعر به معشوقش است. او زیباییهای معشوق را ستایش میکند و میگوید که زیباییهای او حتی ماه و سرو را هم تحت تأثیر قرار داده است. شاعر از درد و رنج خود سخن میگوید و اظهار میکند که صدای معشوق میتواند انسان مرده را زنده کند. در نهایت، شاعر به آرزوی وصال و دیدار معشوق تأکید میکند و اشاره دارد که حتی اگر دیگران مرتکب خطا شوند، زیبایی و جذبه معشوق میتواند تمامی اشکالات را نادیده بگیرد.
عاشقم بر لعل شکرخای توفتنهام بر قامت رعنای تو
هوش مصنوعی: من به زیبایی و شیرینی لبهای تو عاشق هستم و در برابر قامت دلکش و graceful تو، غرق در جذب و وسوسه هستم.
ماه بر راه اوفتاد از روی توسرو شرمنده شد از بالای تو
هوش مصنوعی: ماه به خاطر زیباییها و روشناییات در راه او نشسته و به این ترتیب، سرو به خاطر جمال تو از شرم، سر به زیر آورده است.
پوست در تن خشک دارم همچو چنگاز هوای چنگ روحافزای تو
هوش مصنوعی: پوست من سخت و خشک شده است مانند ساز چنگ، به خاطر هوای دلانگیز و روحافزای تو.
جان من شد مسکن رنج و بلاتا دل مسکین من شد جای تو
هوش مصنوعی: زندگی من پر از درد و مشکلات شده است، اما دل بینوا و بیپناهم خانهات شده است.
مرده را زنده کنی ز آوای خویشپس دم عیسی شدهست آوای تو
هوش مصنوعی: اگر صدای تو به گوش کسی برسد، حتی ممکن است مردهای را هم زنده کند. پس صدای تو همین قدر تاثیرگذار و شگفتآور است که میتوان آن را به دم عیسی تشبیه کرد.
باز بنما روی خود ای ماهرویگر پی وصلت بود سودای تو
هوش مصنوعی: ای ماه زیبا، دوباره چهرهات را به من نشان بده، اگر خواهان وصال تو هستم.
تو دهی بوسه همی بر چنگ خویشمن دهم بوسه همی بر پای تو
هوش مصنوعی: تو به ساز خود بوسه میزنید و من به پای تو، بوسهای میزنم.
گر سنایی گهگهی توبه کندتوبهٔ او بشکند لبهای تو
هوش مصنوعی: هر وقت سنایی بخواهد توبه کند، توبهاش به خاطر لبهای تو شکسته میشود.