قصیدهٔ شمارهٔ ۹۱
هوش مصنوعی: بهتر است که ای مردم، به شرایط و تغییرات دنیا توجه کنید. من همچنان در بند وسواس و نگرانی هستم و نمیتوانم از آن رهایی یابم. وقتی دل در چنگ وسواس باشد، چگونه میتوانم به زیباییها و تنوعهای زندگی نگاه کنم؟ اگر نور خورشید در تاریکی گرفتار شود، جهان چگونه روشن میشود؟ اگر آرزوها برای ما سودی نداشته باشند، بهتر است چیزهایی را که برای ما نیست، قبول نکنیم.
سکندر بزرگ با جستجوی خود بهرهای یافت، مانند آب حقیقت و زندگی. برخی با داشتن ثروت، به فربهی خود میبالند، اما این فربهی واقعی نیست. برخی برای رهایی از گرفتاریها، با سادگی زندگی میکنند. خلایق هر کدام بر اساس طبیعت خود متفاوتاند. شخصی از پوشش سادهاش دفاع میکند و دیگری غمگین و بیخیال است.
در نهایت، از شما میخواهم که در نزدیکی حقایق و حکمتها باشید و از افرادی که به حقیقت حیات نمیرسند، بپرهیزید. اینگونه زندگی را درک کنید و از ترس و ناامیدی بپرهیزید.
یکی بهتر ببینید ایها الناسکه می دیگر شود عالم به هر پاس
هوش مصنوعی: ای مردم، بهتر است که ببینید و دقت کنید که چگونه جهان در هر لحظه دچار تغییرات میشود و به نحوی دیگر شکل میگیرد.
دمی از گردش حالات عالمنمییابم نجات از بند وسواس
هوش مصنوعی: لحظهای از چرخش حال و اوضاع دنیا خبری نمییابم و از دست وسواس آزاد نمیشوم.
چو دل در عقدهٔ وسواس باشدچه دانم دیدن از انواع و اجناس
هوش مصنوعی: وقتی دل درگیر نگرانیها و وسواسها باشد، نمیتوانم از دیدن انواع و اقسام چیزها آگاه باشم.
کجا ماند جهان را روشناییچو خورشید افتد اندر عقدهٔ راس
هوش مصنوعی: وقتی که خورشید در تنگنای راس قرار میگیرد، دیگر جایی برای روشنایی در جهان باقی نمیماند.
چو سود از آرزو چون نیست روزیدهش ماند دهش جز یافه مشناس
هوش مصنوعی: وقتی که آرزو فایدهای ندارد، روزی فقط در انتظار باقی میماند و آنچه را که به دست آمده، نشناس.
یکی بین آرمیده در غنا غرقیکی پویان و سرگشته ز افلاس
هوش مصنوعی: یک نفر در نعمت و ثروت آرام گرفته و در خوشی غرق شده است، در حالی که فرد دیگری در جستجوی زندگی و به دلیلی از فقر و تنگدستی گمگشته و سرگردان است.
بدور طاس کس نتوان رسیدنتوان دور فلک پیمودن از طاس
هوش مصنوعی: هیچ کس نمیتواند به دور طاس برسد، اما میتواند دور فلک را بگردد.
ترا ندهند هرچ از بهر تو نیستبهر کار این سخن را دار مقیاس
هوش مصنوعی: هر چیزی که برای تو نیست، به تو نمیدهند. برای هر کاری باید این نکته را در نظر داشته باشی.
سکندر جست لیکن یافت بهرهز آب زندگانی خضر و الیاس
هوش مصنوعی: اسکندر تلاش کرد تا از آب زندگی بهرهمند شود، اما در نهایت نتوانست به آن دست یابد و تنها خضر و الیاس بودند که از آن آب استفاده کردند.
بسی فربه نماید آنکه داردنمای فربهی از نوع آماس
هوش مصنوعی: کسی که ظاهری چاق و فربه دارد، میتواند تأثیر زیادی بر دیگران بگذارد و آنها را نیز به سمت فربهتر شدن بکشاند.
به ریواس ار توان لعبت روان کردروان نتوان بدو دادن به ریواس
هوش مصنوعی: اگر توانایی این را داشته باشی که با زیباییهای ریواس و ظرافت آن بازی کنی، هرگز نمیتوانی روح و جان خود را به آن زیبایی واگذار کنی.
خلایق بر خلافند از طبایعیکی عطار ودیگر باز کناس
هوش مصنوعی: مردم از نظر فطرت و سرشت متفاوت هستند؛ برخی مانند عطار در جستجوی روح و معانی عمیق هستند، در حالی که برخی دیگر مانند باز، به دنبال قضا و قدری ظاهری و مادی میباشند.
چو رومی گوید از پوشش نپوشمبجز ابریشمین پاک بیلاس
هوش مصنوعی: وقتی رومی سخن از پوشش میکند، میگوید که جز لباس نرم و خالص ابریشمی چیزی نمیپوشم.
برهنهٔ زنگی بی غم بر افسوسهمی گوید: چه گردی گرد کرباس
هوش مصنوعی: یک انسان بیخیال و بیدغدغه، بدون توجه به غمها و ناکامیها، با لبخندی میگوید: "چه خوب است که زندگی اینگونه پیش میرود."
ز سر بر کردن این کشت از دل و خاکچه سودش چون کند سر در سر داس
هوش مصنوعی: اگر این کشت را از دل و خاکش بیرون بیاوری، چه فایدهای دارد؟ وقتی که با یک داس، آن را بهخوبی درو کردهای و سرش را زیر کشت نگهداشتهای.
چو دانه دیدی اندر خوشه رستهببین هم گشته زیر آسیا آس
هوش مصنوعی: وقتی دانهای را در خوشهای مشاهده کردی، بدان که آن دانه نیز به زیر آسیاب رفته و خورد شده است.
سخن کز روی حکمت گفت خواهیجدا کن ناس را اول ز نسناس
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد از سخنی حکیمانه بهرهبرداری کند، باید ابتدا افراد نادان و سطحینگر را از خود دور کند تا بتواند به عمق آن سخن دست یابد.
چو ناس آمد بگو حق ای سناییبه حق گفتم ز هر نسناس مهراس
هوش مصنوعی: زمانی که آدمهای نادان و بیخبر وارد میشوند، ای سنایی، به حق بگو که من به حق از هر بیخود و بیمعنا ترسی ندارم.