رباعی شمارهٔ ۱۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به یاد لحظات خوشی اشاره میکند که معشوق در زندگیاش حضور داشت و او را خوشحال میکرد. اما حالا که معشوق رفته، شاعر از درد و عذاب آزاد شده است، همانطور که وقتی آب از خس و آبادی جدا میشود، کم میریزد.
تا در چشمم نشسته بودی در تابپیوسته همی بریختی در خوشاب
هوش مصنوعی: وقتی در چشمان من حضور داشتی، همچون جویبار مداومی به زیبایی و لطافت سرریز میشدی.
و اکنون که برون شدی برستم ز عذابچون دیده ز خس برست کم ریزد آب
هوش مصنوعی: اکنون که از سختیها و مشکلات رها شدهای، مانند سبزهای که از باران سیراب شده، خوشحال و سرزنده شدهام و دیگر دلم نمیسوزد.