رباعی شمارهٔ ۸۸
هوش مصنوعی: در این ابیات، شاعر از تلاشهای مکرر خود برای رسیدن به معشوق سخن میگوید. او به رغم کوششهای متعددش، نتوانسته بویی از وصال معشوق بگیرد. دل او از درد فراق میسوزد و در نهایت به این نتیجه میرسد که قدرت معشوق بر احساسات و دل او غالب است.
صد بار رهی بیش به کوی تو شتافتبویی ز گلستان وصال تو نیافت
هوش مصنوعی: صد بار تلاش کردم تا به کوی تو برسم، اما بویی از گلستان وصل تو نیافتم.
دل نیست کز آتش فراق تو نتافتدست تو قویترست بر نتوان تافت
هوش مصنوعی: دل آدمی با آتش فراق تو نمیسوزد و نمیتواند تحمل کند، اما قدرت دست تو از این درد و رنج فراتر است و نمیتوان به آن دست یافت.