رباعی شمارهٔ ۲۳۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به احساس درد و رنج ناشی از جدایی و عشق ناتمام اشاره میکند. او میگوید که از محبت معشوق بهرهای نبرده و تنها دردی به او داده است. همچنین از وضعیت خود در فقدان عشق صحبت میکند و این که جدایی او را همچون یک شعله خاموش کرده است.
نادیده من از عشق تو یک روز فراغبهره نبرد مرا ز وصلت جز داغ
هوش مصنوعی: من هرگز از عشق تو لحظهای آسایش پیدا نکردم و از پیوند ما فقط غم نصیبم شد.
کردی تن من ز تاب هجران چو کناغتا خو داری تو دوست کشتن چو چراغ
هوش مصنوعی: بدن من از دلتنگی دوری تو به شدت رنج میبرد، مانند زمانیکه که کناری هستی. تو همچون چراغی هستی که میتوانی با کشتن این دلتنگی، آرامش را به من بازگردانی.