رباعی شمارهٔ ۳۸۵
هوش مصنوعی: در این ابیات، شاعر از معشوق خود گله میکند که او را رنجانده و دلش را شکسته است. شاعر در حالی که از درد جدایی میگرید، معشوق به آسانی و با خنده درد او را نادیده میگیرد. این احساس تنهایی و آسیب روحی، در تضاد با بیتفاوتی و بیاحساسی معشوق به تصویر کشیده شده است. در نهایت، شاعر به خصوصیت معشوق اشاره میکند که به نظر میرسد در جدایی احساس خوشحالی میکند.
ای رفته و دل برده چنین نپسندیمن میگریم ز درد و تو میخندی
هوش مصنوعی: تو که رفتهای و دل مرا با خود بردهای، این رفتار تو را نمیپسندم. من در حال گریه به خاطر درد فراغ تو هستم، اما تو به این موضوع میخندی.
نشگفت که ببریدی و دل برکندیتو هندویی و برنده باشد هندی
هوش مصنوعی: تعجبی ندارد که تو دل را بریدی؛ چون تو اهل هندوئی و برنده هم باید هندی باشد.