شمارهٔ ۱۲۲
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر بیان میکند که یک حوری را به عقل خود نزدیک کرده و از شراب یاد معشوق نوشیده است. او از زیباییهای زندگی و عشق صحبت میکند و با اشاره به یاقوت، از جوانی و زیبایی معشوق یاد میکند. همچنین، او به ارتباطش با معشوق اشاره کرده و میگوید که اگرچه در گذشته از یک زندگی بیمعنی توبه کرده بود، اما دیدن فرمان معشوق دوباره او را به سمت عشق بازگردانده است. شاعر با بیان احساسات خود، تضاد بین عجول بودن و ملول بودن را شرح میدهد.
آن حور روح فش را بر عقل جلوه کردمو آن شربها که دادی بر یاد تو بخوردم
هوش مصنوعی: من زیبایی و روح آن معشوقه را بر عقل و فهم خود تاباندم و آن نوشیدنی که به من دادی را به یاد تو نوشیدم.
یاقوت نفس کشتم زان گوهر شریفتکازاد کرد چون عقل از چرخ لاژوردم
هوش مصنوعی: من از زیبایی و لطافت وجود تو مانند یک یاقوت جان میکشم، زیرا تو همان گوهری هستی که عقل و اندیشه را چون آسمان آبی به حرکت درمیآورد.
گردم به باد ساری گردی همی ولیکنباران تو بیامد بنشاند جمله گردم
هوش مصنوعی: من همیشه در حال چرخش و حرکت هستم، اما باران تو آمد و همه گرد و غبار مرا آرام کرد.
گفتی جواب خواهم شرط کرم نبود اینبگذاشتی چو فردان در زیر خویش فردم
هوش مصنوعی: تو گفتی که جواب میدهم، در حالی که شرط بزرگواری نبود. این سخن را کنار گذاشتی و به مانند فردا، زیر پای خودم قرار دادی.
گر قطعه خوش نیامد معذور دار زیراهم تو عجول مردی هم من ملول مردم
هوش مصنوعی: اگر این قطعه خوب از آب درآمده نباشد، مرا ببخش؛ زیرا تو هم آدمی عجول هستی و من هم شخصی دلگیر.
من توبه کرده بودم زین هرزهها ولیکنچون حکم تو بدیدم زین توبه توبه کردم
هوش مصنوعی: من از این کارهای بیهوده توبه کرده بودم، اما وقتی فرمان تو را دیدم، دوباره از توبهام برگشتم.