شمارهٔ ۱۲۳
هوش مصنوعی: شاعر در این ابیات از زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید و به این موضوع اشاره میکند که هر لحظه از زشتی خود میگوید و در عوض، به زیبایی معشوق توجهی ندارد. او از دوستش میخواهد که به زیبایی معشوق توجه کند و در نهایت میگوید که او یک شاعر است و باید بر اساس احساساتش سرودهایش را خلق کند.
زشت همی گویی هر ساعتمرو تو همی گویی که من نستهم
هوش مصنوعی: هر ساعت که میگذرد، تو به من بدی میگویی و اینگونه مدام تکرار میکنی که من وجود ندارم.
روی نکوی تو چکار آیدمشاعرم ای دوست نه من کان دهم
هوش مصنوعی: ای دوست، چه بهرهای میتوانم از زیباییهایت ببرم، من شاعری هستم که نه توانی برای گفتن دارم و نه چیزی برای ارائه.