تناجی
سنایی غزنوی

بخش ۱۸ - اندر مذمّت مال دوست

سفله چون خواند رو به مهمانشپس چه نانش شکن چه دندانش
بر درِ کارگاه طبع لئیمنز پی ایمنی که از سرِ بیم
گرچه زنجیر حلقه نپذیردسفله را در بزن که خود میرد
برده چون طاعت و دل و دینتبادهٔ تلخ و عمر شیرینت
کوی پر دزد و خانه پر ز قماشپاسبان را چه خوش بود خشخاش
طمع خلق و دلق پستی تستزورق بحر زرق هستی تست