شمارهٔ ۳۱
هوش مصنوعی: این شعر به بیان ندامت و شگفتی از حال انسان میپردازد که در حالی که به خداوند و زیباییها نزدیک است، در دنیا به غفلت و ناکامی گرفتار شده است. شاعر از روح پاکی یاد میکند که در میان آلام و مصائب دنیا، به حیات حیوانی وشهوات غرق شده و از جایگاه والای خود دور افتاده است. او به انسانی که با نعمتهای الهی آشناست، اما در زندگی روزمره خود غافل شده، هشدار میدهد که در حال گمراهی و اشتباه است. شاعر به او میگوید که این دنیا فانی و گذراست و نباید به زرق و برق آن دلخوش باشد. در نهایت، او به یادآوری مرگ و ضرورت بیداری از خواب غفلت میپردازد.
دوشم سحرگهی ندای حق به جان رسیدکای روح پاک مرتع حیوان چه میکنی؟
هوش مصنوعی: دیشب در صبح زود صدای حق به جانم رسید و از من پرسید: ای روح پاک، چرا در میان موجودات دنیوی مشغول به کار هستی؟
تو نازنین عالم عصمت بدی کنونبا خواری و مذلت عصیان چه میکنی؟
هوش مصنوعی: ای نازنین و پاکدامن، حالا که در غفلت و تمرد از فرمان الهی هستی، چه میکنی؟ این وضع تو با عزت و مقام تو چه تناسبی دارد؟
پروردهٔ حظائر قدسی به ناز وصلاینجا اسیر محنت هجران چه میکنی؟
هوش مصنوعی: تربیتشدگان در باغهای مقدس، با زیباییهای وصال آشنا هستند، اما تو در اینجا به سبب درد جدایی چه کار میکنی؟
خو کردهای به رقهٔ الطاف حضرتیسرگشته در تصرف دوران چه میکنی؟
هوش مصنوعی: عادت کردهای به نعمتها و لطفهای الهی، حالا در این شرایط متغیر زندگی، چه تصمیمی داری؟
تو صافی «الست بِرَبّک» چشیدهایبا دردی و ساوس شیطان چه میکنی؟
هوش مصنوعی: تو حقیقتی را درک کردهای و تجربه کردهای که خداوند پروردگار توست، حالا با درد و وسوسههای شیطان چه کار خواهی کرد؟
زندان روح تن بود ار هیچ عاقلیغافل چنین نشسته به زندان چه میکنی؟
هوش مصنوعی: اگر فرد عاقلی متوجه نشود که جسم، زندانی برای روح است، در این حالت چه فایدهای دارد که همچنان در این زندان نشسته و چیزی نمیگوید؟
تو انس با جمال و جلالم گرفتهایوحشتسرای عالم انسان چه میکنی؟
هوش مصنوعی: تو در زیبایی و grandeur من غرق شدهای، حالا در این دنیای پر از وحشت و آشفتگی، انسان چه باید بکند؟
در وسعت هوای هویت پریدهایدر تنگنای عرصهٔ دو جهان چه میکنی؟
هوش مصنوعی: در فضای گسترده زندگی و وجودت، چرا خود را در محدودیتهای این دنیا محبوس کردهای؟
بر پر سوی نشیمن اول چو باز شاهچون بوم خس نهای تو به ویران چه میکنی؟
هوش مصنوعی: وقتی که به خانهی اولیهات بازمیگردی، مانند پرندهای آزاد از قفس، چرا باید در ویرانهها به جستوجوی چیزهایی بپردازی که برایت نفعی ندارد؟
گیرم که مال و ملک سلیمان به تو رسیدباقی چو نیست ملک سلیمان چه میکنی؟
هوش مصنوعی: فرض کنیم که تو به تمامی ثروت و املاک سلیمان دست پیدا کردی، اما باقیماندهای از قدرت و سلطنت او وجود ندارد؛ حالا چهکار میکنی؟
چون چار گز نشیب زمین است مسکنتچندین بلند درگه و ایوان چه میکنی؟
هوش مصنوعی: چرا با وجود اینکه زمین پایینتر است، اینقدر خانهات بزرگ و بلند است؟
مرگ از پِیَت دو اسبه شب و روز میدودتو خواب خوش چو مردم نادان چه میکنی؟
هوش مصنوعی: مرگ همیشه در حال تعقیب توست، مانند دو اسب که در شب و روز به دنبال تو میدوند. تو در خواب خوشی غرق شدهای و نمیدانی که چه بر سرت میآید.