شمارهٔ ۱۲
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی عشق و درد ناشی از آن است. شاعر بیان میکند که عشق او به معشوقش باعث سوختن و آزارش شده است. او از چشمان معشوقش به عنوان سلاحی یاد میکند که او را جریحهدار کرده است. شاعر به معشوقش میگوید که حوادث ناشی از عشقش، او را به زانو درآورده و نمیداند به کجا پناه ببرد. در نهایت، از لطف و بزرگواری معشوقش درخواست عذرخواهی میکند و از او میخواهد که به خاطر خطاهایش او را ببخشد.
بسوخت آتش عشق تو بیگناه مرابدوخت ناوک چشمت به یک نگاه مرا
هوش مصنوعی: آتش عشق تو مرا به شدت سوزاند و بیگناهیام را تحت تأثیر قرار داد و تیر نگاه چشمانت با یک نگاه، مرا به شدت زخم کرد.
به شمع نسبت بالای دلکشت کردمروا بود که بسوزی بدین گناه مرا
هوش مصنوعی: به شمع عشق و محبت دل خود را به او نزدیک کردهام و به خاطر این که او را میسوزانم، هیچ اشکالی ندارد.
فتاده بر سر راه تو روی از آن مالمکه پیر عشق چنین کرد رو براه مرا
هوش مصنوعی: چهرهی زیبا و جذاب تو بر سر راه من قرار گرفته است، و این به خاطر محبت و تجربهی عمیق عشق است که مرا به این مسیر کشانده است.
به سایه که گریزم در این بلا که منمچو اهتمام تو نگرفت در پناه مرا؟
هوش مصنوعی: من در این مشکل و دردسر به کدام سایه پناه ببرم؟ چون تو که معمولاً به من کمک میکنی، اکنون توجهی به من نداری.
خطای شاهی بیچاره را قلم درکشکه هست لطف عمیم تو عذر خواه مرا
هوش مصنوعی: اگر شاهی به اشتباه عمل کند، قلم باید این اشتباه را ثبت کند، زیرا این لطف بزرگ توست که از من عذرخواهی کن.