تناجی
امیر شاهی سبزواری

شمارهٔ ۱۶

دلم گر داشت وقتی خرمی‌هاچو عشق آمد گذشت آن بی‌غمی‌ها
خزان غم کنون تاراج فرمودز گلزار امیدم خرمی‌ها
شب هجرم فکند از همدمان دورخوشا صبح وصال و همدمی‌ها
مه نو را گر ابروی تو گفتیمکرم‌ها از تو و از ما کمی‌ها
از آن در شاهی درمانده محرومرقیبان را بر آن در محرمی‌ها