شمارهٔ ۱۷
هوش مصنوعی: در این اشعار، شاعر به زیبایی و لطافت معشوقه خود اشاره میکند و به تأمل در احوال عشق و آثار آن میپردازد. او درباره خوشی بهار و pleasures nights زیر نور مهتاب صحبت میکند و به عشق و قدرت آن در به خواب بردن دلها اشاره دارد. همچنین به مفهوم مرگ و زندگی در عشق میپردازد و بیان میکند که عشق موجب شادمانی و ایجاد شرایطی برای مرگ میشود. در نهایت، بیان میکند که نمیتوان در دو مقامی که ناپایدارند، به خداوند سجده کرد.
کجایی ای ز رویت لاله را ناببهار خرمی بگذشت، دریاب
هوش مصنوعی: کجایی ای زیبای من، که چون گل لاله در بهار، زندگیام با طراوت و شادابی گذشته است، بیتو هوایم را دریاب.
لبت با آن دو زلف و رخ چه نیکوستخوش آید باده در شبهای مهتاب
هوش مصنوعی: لبهای تو به همراه آن دو زلف و چهرهات چه زیباست. در شبهای ماهتاب، نوشیدن شراب لذتبخش است.
دلا احرام آن در بسته ای، چیست؟قدم ننهاده فکری کن در این باب
هوش مصنوعی: ای دل، تو که هنوز به در بستهای وارد نشدهای، چه فکری در این باره میکنی؟
بصد چندان لطافت، چشمه خضرنیارد ریختن بر دست او آب
هوش مصنوعی: با لطافتی بینظیر، چشمه خضر نمیتواند آبی را بر دست او بریزد.
دلم زانرو رود دنبال آن چشمکه شب ناخفته را آسان برد خواب
هوش مصنوعی: دل من به دنبال آن چشمی است که خواب را به راحتی بر شب بیخوابی میآورد.
چو عشق آمد، اجل گو شاد بنشینکه مردن را مرتب گشت اسباب
هوش مصنوعی: زمانی که عشق وارد زندگی شود، باید به مرگ لبخند زد و آرام به نشستن ادامه داد؛ زیرا در این حالت، تمامی عوامل مرگ به نظم و ترتیب میرسند.
ز کویش رخ منه در کعبه شاهیکه یک سجده نشاید در دو محراب
هوش مصنوعی: از زیبایی و نور صورتت در خانهی کعبه دور نشو، چون یک سجده در دو مکان مقدس به یکسان نبود.