شمارهٔ ۳۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به احساس تنهایی و دلتنگیهای خود اشاره میکند. او میگوید اگر با محبوبش همدمی نیست، در این دنیا هیچ دوستی به او نزدیک نیست. عشق او پر از درد و غم است و شکست در عشق را تجربه کرده است. شاعر زیبایی محبوبش را به پری و ماه تشبیه میکند و میگوید که در این بستان زندگی، خوشی و امیدی نیست. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که در زندگیاش جایی برای آرامش یا بیغمی وجود ندارد و باید با غم کنار بیاید.
مرا گر با تو روی همدمی نیستگدایان را به سلطان محرمی نیست
هوش مصنوعی: اگر من با تو دوستی ندارم، پس برای گدایان هم جایی در نزد سلطان نیست.
ز عشقم درد و غم در دل بسی هستبه اقبال توام زینها کمی نیست
هوش مصنوعی: به خاطر عشق من، درد و غمهای زیادی در دل دارم، اما به لطف تو، از این مشکلات کمی کاسته شده است.
پری را ماند آن مه در لطافترقیبش نیز چندان آدمی نیست
هوش مصنوعی: پری در لطافت به آن ماه شبیه است، اما رقیب او نیز به اندازه کافی انسان نیست.
کسی را گلبن امید نشکفتدر این بستان که بوی خرمی نیست
هوش مصنوعی: هیچکس در این باغ امید، گل خوشرنگی نمیتواند شکوفا کند؛ زیرا بویی از سرسبزی و شادابی در اینجا به مشام نمیرسد.
خط جانان بکین برخاست، شاهیبه غم بنشین، که جای بیغمی نیست
هوش مصنوعی: دلباختگی و غم از دست دادن محبوبی آغاز شده است، پس ای شاه، در این زمان غمگین و آسوده ننشین، زیرا در این دنیا جایی برای بیغمی و شادمانی نمیباشد.