شمارهٔ ۷۳
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و جذبهای که معشوق بر دل عاشق میگذارد، میپردازد. شاعر از عشق خود به معشوق سخن میگوید و تأکید میکند که چه اندازه این عشق بر زندگی و اعتبار او تأثیرگذار است. او به زیباییهای معشوق اشاره کرده و بیان میکند که دیگران به خاطر ناز و غمزههای او دچار فتنه و آشوب میشوند. همچنین اشاره میکند که خود را در برابر عشق او خوار میبیند و از معشوق میخواهد که در نهایت به او توجه کند. در انتها، شاعر به جایگاه معشوق اشاره میکند و از او سؤال میکند که چگونه او را باید نامید، چون او هم نه رند است و نه زاهد، بلکه شاه دلهاست.
بیدلان کوی تو مقام کنندبا غمت ترک ننگ و نام کنند
هوش مصنوعی: عاشقانی که در کوچههای تو زندگی میکنند، به خاطر اندوه تو بر سر ننگ و نام خود سرزنش نمیکنند و به دنبال آن نیستند.
نازنینان شهر، هر روزیفتنه از نرگس تو وام کنند
هوش مصنوعی: زیباهای شهر، هر روز از جاذبههای چشمنواز تو آشفتگی و شور و هیجان به پا میکنند.
من که خوارم بکوی تو چه عجببیکسان را چه احترام کنند؟
هوش مصنوعی: من که در کنارت هیچ ارزشی ندارم، چه جای شگفتی دارد که به کسانی که همسطح من هستند، احترام بگذارند؟
غمزه ها را بقصد جان مفرستباش تا کار دل تمام کنند
هوش مصنوعی: با ناز و عشوههای خود، به سوی دلها بفرست تا کار عشق به پایان برسد و دلها را مجذوب کند.
تو نه رندی نه زاهدی شاهیمینگویی ترا چه نام کنند
هوش مصنوعی: تو نه هم رندی و نه زاهدی، پس چه لقبی میتوان به تو داد وقتی که تنها شاهی میگویی؟