شمارهٔ ۷۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف لحظات شاد و دلپذیر در وقت بزم و میخانه میپردازد. او بیان میکند که عشق و زیبایی برای عاشقان بسیار مهم است و آنها در این شادیها داغی از عشق را بر دل دارند. شاعر به عشق ورزیدن به زیبایان اشاره میکند و میگوید که این کار برای او مناسب نیست. همچنین به عواطف و احساسات عاشقان در میان غوغا و شلوغی میپردازد و به توجه به زیباییها تأکید میکند؛ بهویژه در مورد کسانی که قادر به دیدن زیباییها نیستند و نمیتوانند از آن لذت ببرند. در نهایت، شاعر به درد و رنج عاشقان اشاره میکند که حاصل ستمگریهای دیگران است و هر کس که زخمی ببیند، دردش را در دل خواهد داشت.
وقت گل، خوبان چو بزم عیش در صحرا نهندعاشقان را تازه داغی بر دل شیدا نهند
هوش مصنوعی: در فصل گل، زیبا رویان مانند جشن و شادی در دشت، عاشقان را با دلی تازه از درد و عشق پر میکنند.
نازنین را عشق ورزیدن نزیبد، جان منشیرمردانِ بلاکش پا در این غوغا نهند
هوش مصنوعی: عشق ورزیدن به عزیزم شایسته نیست، زیرا جانم مثل شیرمردان است که در این چالشها و مشکلات پا به میدان میگذارند.
دیدهٔ نااهل باشد بر چنان رویی دریغآه اگر آئینه پیش چشم نابینا نهند
هوش مصنوعی: چشم ناباب و ناپاک نمیتواند زیباییهای چهره را ببیند. افسوس که اگر آینهای جلوی چشمان فرد نابینا قرار دهند، او هیچ چیز نمیتواند مشاهده کند و از زیباییها بهرهای نخواهد برد.
با چنان لبهای میگون، پای در میخانه نِهتا ز بیهوشی حریفان سر بجای پا نهند
هوش مصنوعی: به خاطر لبهای زیبا و دلربایت، به میخانه برو و از مستی و سرگیجه یاران خود غافل شو، تا آنها نتوانند در برابر تو ایستادگی کنند.
از ملامت سوخت شاهی، کاین ستمگردوستانهر که را زخمی رسد، داغیش بر بالا نهند
هوش مصنوعی: شاهی از انتقاد و سرزنش سوخته است، زیرا در این دنیاى ستمگران، هر کسی که آسیب ببیند، درد و زخم او را به دیگران نسبت میدهند و بر دوش او میگذارند.