شمارهٔ ۸۰
هوش مصنوعی: این شعر به بیان عشق و دلتنگی شاعر میپردازد. شاعر از احساس عمیق خود نسبت به محبوب صحبت میکند و میگوید که دل او هرگز آرام نمیگیرد تا زمانی که محبوب در کنار او باشد. او به اشاره به غم و اندوهی که در غیبت محبوب وجود دارد، تأکید میکند که هیچکس نمیتواند در کنار او مثل محبوب بماند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که تنها در کنار محبوب است که میتواند به آرامش برسد.
سرو تو مگر ز پا نشیندکاین دل نفسی بجا نشیند
هوش مصنوعی: جسم تو چنان قوی و استوار است که دل من هیچ گاه آرام نمیگیرد و نمیتواند بیقرار بماند، مگر اینکه تو خود از جایگاهت پایین بیایی.
من بودم و دل، تو بردی آن نیزخود گو که غمت کجا نشیند؟
هوش مصنوعی: من و دلم تنها بودیم، اما تو دل مرا نیز از من گرفتی. حال خودت بگو که اندوهت کجا سکونت دارد؟
هر کس که شبی نشست با توبسیار به روز ما نشیند
هوش مصنوعی: هر کسی که شب را در کنار تو سپری کند، در روز نیز به یاد تو خواهد بود و بیشتر به تو فکر خواهد کرد.
گردی که ز کوی دوست خیزدبر دیده چو توتیا نشیند
هوش مصنوعی: گرد و غباری که از جانب دوست بلند میشود، بر چشمها مینشیند و آن را مثل سرمه میکند.
شاهی سگ یار با تو ننشستکس با چو تویی چرا نشیند؟
هوش مصنوعی: هیچ کس با کسی چون تو نمیتواند نشیند، حتی شاهی که سگش را با خود همراه میکند.