شمارهٔ ۱۰۳
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساس عمیق عاشقانه یک فرد است که در پی داغ و یاد معشوق خود سفر کرده، اما همچنان دلش به او تعلق دارد. او از گشت و گذار در جهان بیفایده برای فراموشی رنجش میگوید، زیرا همیشه به یاد محبوبش است. شاعر به دوست خود میگوید که به حال او توجه کند، ولی دوستش پاسخ میدهد که او هنوز در غفلت است. همچنین در پایان به عشق و اصول آن اشاره میکند، که نشان میدهد عشق به رغم دشواریها و دردها، همچنان ارزشمند و واقعی است.
سفر گزیدم و داغ تو بر دلست هنوزجهان بگشتم و کوی تو منزلست هنوز
هوش مصنوعی: من به سفر رفتم ولی هنوز درد فراق تو در دلم باقیست. در حالی که به دور دنیا گشتم، باز هم خانهام در کوی توست.
چه سود همچو صبا عرصه جهان گشتنچو دل به سرو بلند تو مایلست هنوز
هوش مصنوعی: چه فایدهای دارد که به دور دنیا بگردم وقتی دل من هنوز به سمت تو و محبت تو متمایل است؟
تو ای رفیق که آسودهای، قدم بردارکز آب دیده مرا پای در گلست هنوز
هوش مصنوعی: ای دوست گرامی که در آرامش به سر میبری، کمی جلوتر بیا چون من هنوز در غم و اندوه فرورفتهام و به سختی در زندگی دستوپا میزنم.
به گریه گفتمش: از حال من مشو غافلبه خنده گفت که: بیچاره غافلست هنوز
هوش مصنوعی: به او گفتم: از وضعیت من بیخبر نباش و مواظب من باش. او در جواب با خنده گفت: افسوس که هنوز بیخبر و ناآگاه است.
طریق عشق، به ناموس میرود شاهیپیالهای دو سه دیگر، که عاقلست هنوز
هوش مصنوعی: راه عشق، به شیوهای معیّن و رسمی نمیرود. پادشاهی در این زمینه، فقط چند پیاله شراب مینوشد و هنوز به عقل خود پایبند است.