شمارهٔ ۱۱۶
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و اشتیاق عمیق شاعر به معشوق اشاره دارد. شاعر خود را با احساسات عمیق و درد فراق توصیف میکند و از گریهها و رنجهایی که در غیاب معشوق تحمل کرده، صحبت میکند. او به زیباییهای عشق اشاره میکند و از احساس خجالت خود زمانی که در برابر معشوق ضعیف میشود، میگوید. در نهایت، شاعر به تلاشی که برای نزدیک شدن به معشوق انجام داده و اینکه نمیخواهد به دیگران اجازه دهد در این عشق دخالت کنند، اشاره میکند. این شعر به شدت احساساتی و تصویری از عشق واقعی و عمیق را به تصویر میکشد.
اگر چه خاک درت ز آب دیده گل کردمخوشم که سینه به داغ تو متصل کردم
هوش مصنوعی: هرچند برای تو اشکی ریختهام و خاک وجودم را با آن آبیاری کردهام، اما خوشحالم که دل و وجودم را به عشق و درد تو پیوند زدهام.
زمانه روزی من کرد گریه های فراقز بسکه خنده بر افتادگان دل کردم
هوش مصنوعی: زمانه به من روزی گریه و اندوه فراق را هدیه داد، زیرا به اندازهای بر کسانی که در سختی هستند، خندیدم و دل خوش کردم که این شادیها به غم تبدیل شد.
دلم که لاف صبوری زدی باول کاربه پیش روی تواش بارها خجل کردم
هوش مصنوعی: دل من که در برابر سختیها ادعای صبوری کرده بود، بارها به خاطر تو و کارهایت شرمنده شده است.
بشکر آنکه گه کشتنم نمودی رویسگان کوی ترا خون خود بحل کردم
هوش مصنوعی: سپاسگزارم که در لحظاتی که مرا آسیب رساندند، چهرهی سگهای مسیر تو را نشان دادی و من خون خود را برای تو قربانی کردم.
سرای دیده شاهی نه جای هر صنمی استکش از خیال تو بتخانه چگل کردم
هوش مصنوعی: در نگاه و دیدگان من، جایی برای هر نوع معبودی وجود ندارد، زیرا من از خیال تو معبدی با تصویر زیبایت ساختهام.