شمارهٔ ۱۱۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و رنجی که عشق و فراق محبوب برای مردم به همراه دارد صحبت میکند. او بیان میکند که نگاه معشوق چنان تاثیری بر جان و روح مردم دارد که باعث ویرانی زندگی آنها میشود. همچنین، اشاره میکند که عشق و وابستگی به محبوب همچون سمندی است که از کنترل خارج شده و دل را به درد میآورد. در نهایت، شاعر از دیگران میخواهد که در این غم و اندوه شریک شوند و با او همدردی کنند.
ای خسته ز تو روان مردمچشم تو بلای جان مردم
هوش مصنوعی: ای تو که خستهای از من، زیان من از چشم توست که برای مردم عطشناکی میآورد.
از سیل دو چشم من به کویتویران شده خان و مان مردم
هوش مصنوعی: از اشکهای من، خانه و زندگی مردم در مسیر عشق تو به ویرانی رفت.
تا رفته سمند او به جولاناز دست بشد عنان مردم
هوش مصنوعی: وقتی سمند او به حرکت درآمد و راندن را ادامه داد، کنترل مردم از دستشان خارج شد.
از خیل سگان او شو ای دلخود را بنما میان مردم
هوش مصنوعی: دل خود را از میان جمعیت نشان بده و خود را از گروه سگان او جدا کن.
شاهی، ز غمش دهان چه بندیافتاد چو در زبان مردم
هوش مصنوعی: سلطانی به خاطر غم و اندوهش در موقعیت حساسی قرار گرفته است، به طوری که نمیتواند به راحتی صحبت کند و با دیگران ارتباط برقرار کند. مردم هم درباره او قضاوت میکنند و نظرات خود را دارند.