شمارهٔ ۱۲۳
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به احساس عشق و دل تنگی خود اشاره میکند. او هر زمان که بخواهد به معشوقش بنگرد، از دوریاش ناراحت میشود و نمیتواند نزدیک او باشد. در سجود و عبادت خود به یاد معشوقش است و سعی میکند با هر نشانهای به او نزدیک شود. شاعر از زیبایی و جذابیت چهره معشوقش صحبت میکند و میگوید که وجود او برایش نقش منبع حس عشق و زیبایی را دارد. همچنین به این نکته اشاره میکند که حتی اگر نتواند به او نزدیک شود، بهتر است از دور او را تماشا کند.
هر زمان از بیخودی خواهم که آن رو بنگرمچون رسم نزدیک نتوانم که آن سو بنگرم
هوش مصنوعی: هر بار که در حالتی از بیخودی قرار میگیرم و میخواهم به آن طرف نگاه کنم، نمیتوانم به آنجا بروم و فقط میتوانم با یاد آن لحظه سر کنم.
در سجود افتم چو بینم قبله دیدار اورخ نهم بر خاک کان محراب ابرو بنگرم
هوش مصنوعی: وقتی او را میبینم، به سجده میافتم و سرم را به خاک میگذارم؛ زیرا میخواهم با نگاهی به ابروی او، بساط بندگیام را چیده باشم.
هرکجا روی نکو یابم نشان، آنجا رومواندر آن صورت ترا بینم، چو نیکو بنگرم
هوش مصنوعی: هرجایی که نشانهای از خوبی و زیبایی ببینم، به آنجا میروم و در آنجا صورت تو را میبینم، اگر با دقت نگاه کنم.
آنکه پهلو میزند ابروی او با ماه نوتا کیش با دیگران پهلو به پهلو بنگرم
هوش مصنوعی: آن کسی که ابروی او به زیبایی ماه نو میماند، چرا من باید به دیگران نگاه کنم و پهلو به پهلوی آنها قرار بگیرم؟
حد شاهی نیست بر خاک درش ره یافتنمن همان بهتر که از دور آن سر کو بنگرم
هوش مصنوعی: بهتر است که از دور نگاه کنم به آن کوچهای که در آن درب قرار دارد، چون برای من ممکن نیست که به آنجا نزدیک شوم.