شمارهٔ ۱۴۰
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی بهار و عشق میپردازد و دعوت به شادی و زندگی را به وضوح نشان میدهد. شاعر از باد میخواهد که پردهای از گلهای تازه شکفته بردارد و غنچهها را به نمایش بگذارد. او به لالهها و افراد دلسوز اشاره میکند و خواهان نوای خوشی است که یادآور روزهای خوب است. شاعر از معشوقهاش درخواست میکند که با شراب و لذت از زندگی، از زاهدان ریاکار و حسود دوری کند و خود را از اندیشههای منفی رها سازد. در نهایت، او به اهمیت لذت و خوشی در زندگی اشاره کرده و از دوستش میخواهد که با او در این مقام همراهی کند.
ای باد، پرده زان گل نو رسته باز کنگو بر فروز لاله، رخ و غنچه، ناز کن
هوش مصنوعی: ای باد، پرده را از روی گل تازه شکفته بردار و بگو تا لاله و غنچه خود را به زیبایی نمایش دهند.
باد بهار داغ کهن تازه میکندمطرب، همان ترانه دلسوز ساز کن
هوش مصنوعی: نسیم بهاری که یادآور روزهای قدیم است، به نوازنده میگوید که همان آهنگ دلنشین را دوباره بنوازد.
در پرده نوش جنس مروق، که پیر کاربا هیچکس نگفت که افشای راز کن
هوش مصنوعی: در مخفیگاه مشروبات خوب و گرانبها، هیچگاه هیچکس از تجربیات قدیمیاش سخن نمیگوید و رازها را فاش نمیکند.
ای جام باده بر کف و ایمن ز محتسبمناع خیر میگذرد، در فراز کن
هوش مصنوعی: ای دل شاد و شنگول با مینوشی و از ترس و نگرانی دور باش. نوشیدن شراب و لذت بردن از آن، تو را از خوبیها دور نمیکند و میتواند تو را به اوج خوشی ببرد.
زاهد که بر خرابی ما رشک میبردیارب ز گنج عافیتش بی نیاز کن
هوش مصنوعی: زاهدی که به خرابی او حسد میورزد، ای خداوند، او را از گنج آرامش و راحتی بینیاز کن.
ای از می فریب، چو نرگس به خواب نازبگذشت روزگار خوشی، چشم باز کن
هوش مصنوعی: ای کسی که با شراب فریب خواهی کرد، مانند نرگسی که در خواب ناز است، روزهای خوشی به پایان رسیدهاند، حالا چشمهای خود را باز کن.
شاهی، چو پیر میکده میخواندت به عیشخوش مرشدیست، دست ارادت دراز کن
هوش مصنوعی: اگر پادشاهی مانند پیر میکده تو را به خوشگذرانی دعوت کند، این نشانهای از راهنمایی خوب است؛ پس باید دست محبت و ارادت خود را دراز کنی.