شمارهٔ ۱۷۱
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت شخص خاصی میپردازد. شاعر از لبهای شیرین و خندههای او میگوید و به خوبیهایی که دربارهاش گفته میشود، اشاره میکند. او میگوید که اگر کسی به عشق خود پا ببندد، چه تفاوتی دارد و از دشنامها خوشنود میشود. شاعر به زیبایی و جذابیت آن شخص اشاره میکند و از او میخواهد زلفهایش را برای دل او نتاباند، چرا که او در عشق شاهزادهای دیگر گرفتار است. در نهایت، شاعر به عشق و غم بندگی در برابر معشوق اشاره میکند و میپرسد که چه اهمیتی دارد اگر به نصیحتها توجه نکند.
لب شیرین شکرخند داریز خوبی هر چه میگویند داری
هوش مصنوعی: تو لبهایی شیرین و خندان داری و از هر چیز خوبی که بگویند، تمام آنها در وجود تو هست.
چه باشد گر گدای خویشتن رابه دشنامی ز خود خرسند داری؟
هوش مصنوعی: آیا مشکلی دارد که به فردی که همیشه در حال التماس و درخواست است، با یک حرف بد و زننده جواب بدهی و او از این رفتار تو خوشحال باشد؟
چه شیرین است بارت ای نی قندبه سودای که دل در بند داری؟
هوش مصنوعی: بارت، ای نی، بسیار شیرین است. تو در دل خود آرزویی داری که باعث شده قلبم در بند تو باشد.
متاب آن زلف را بهر دل منکه آنجا مبتلایی چند داری
هوش مصنوعی: زلف خود را برای دل من به این طرف نیاور، چون در آن طرف عاشقانی هستند که به شدت دچار عشق تو هستند.
چو دل در بند خوبانست، شاهیچه شد ار گوش سوی پند داری؟
هوش مصنوعی: اگر دل به زیباییها وابسته باشد، چه فایدهای دارد اگر به نصیحتها گوش کنی؟