شمارهٔ ۱۷۲
هوش مصنوعی: این شعر به احساس تنهایی و ناامیدی شاعر اشاره دارد. شاعر از افرادی که نمیتوانند یا نمیخواهند از دیگران دلجویی کنند، انتقاد میکند و به آنها میگوید که اگر در دل خود عشق و محبت ندارند، بهتر است از زندگی لذت نبرند. او همچنین به رابطهاش با معشوق اشاره میکند که در آن تنهاست و حتی در زمانهایی که دیگران خوشحال به نظر میرسند، او احساس تنهایی میکند. در پایان به دیگران توصیه میکند که از آزار دادن یکدیگر خودداری کنند، چرا که دعا و خوبی بهتر از آزار و اذیت است.
دلا از مردمی بویی نداریاگر سودای دلجویی نداری
هوش مصنوعی: ای دل، اگر در پی خوشحال کردن دیگران نباشی، از آنها هیچ بویی نمیگیری.
حرامت باد عمر، ار موسم گلحریفی و لب جویی نداری
هوش مصنوعی: عمر تو بیفایده و بیارزش است، اگر در زمان شکفتن گلها، دوست و همراهی نداری و از زیباییها و نعمتها بهره نمیبری.
چو عنبر لاف زلفش تا کی ای مشک؟کز این معنی تو هم بویی نداری
هوش مصنوعی: چقدر میخواهی در مورد زیبایی موهای او صحبت کنی؟ تو هم که خودت هیچ بویی از این زیبایی نمیبردی.
تو خوش باش ای ملامت گو، که چون مندل اندر دست بدخویی نداری
هوش مصنوعی: شما خوشحال باشید و دیگران را سرزنش کنید، زیرا شما مثل من در دل خود گرفتار بدخواهی نیستید.
به تیغ هجر، شاهی را میازارکز او بهتر دعاگویی نداری
هوش مصنوعی: کسی را به خاطر جدایی نرنجان که از او بهتر کسی را برای دعا و آرزومیکردن نخواهی یافت.