تناجی
سلطان باهو

شمارهٔ ۲

با جام باده ساقی، فی الصبح مرحبابالعین انتظارم، الوصل مرحبا
کس نیست همچو من که اسیر مجستممحنت بسی کشیدم یا نور مرحبا
در دل خیال وصلت، در راه انتظارشب و روز بی‌قرارم محبوب مرحبا
کس نیست یار ما که بنوشد شراب عشقبا ما بده تو باده با جام مرحبا
جان را ز درد دوری غم‌ها بسی رسیددل و جان فدای بادا مطلوب مرحبا