شمارهٔ ۳
هوش مصنوعی: این شعر به دعوت از معلی (یک مقام یا والی) است تا به وفاداران خود رسیدگی کند و به جفا کاران محبت نکند. بیان شده که معلی باید نزدیکان و دیوانگان را در نظر داشته باشد و به حال بیماران توجه کند. شاعر از عشق و درد ناشی از دوری مینالد و خواستار رحمت و محبت بیشتر به مشتاقان و درویشان است و نسبت به سختگیری توصیه میکند. در کل، شعر درباره محبت، رحمت و توجه به دیگران است.
ایا والی معلی کن وفاداران خود ها راتوئی مولی مزکی کن جفا کاران خود ها را
هوش مصنوعی: ای حاکم، وفاداران خود را بزرگ و محترم شمار و به آنها توجه کن، و افرادی که جفا میکنند را از خود دور کن و بر آنها کینهتوزی نکن.
بقرب خویش را هم ده، دل دیوانه ء مارامکن بیدل بمهجوری تو غمخواران خود ها را
هوش مصنوعی: دوست عزیز، دل ما را با دوری خود درگیر نکن. حتی اگر نزدیک باشی، به غمخواران خود توجه کن و نگذار که دلمان بیقرار و آشفته شود.
طبیبان جمله می هستند دوا هرگز نمی دانندنظر رحمت مداوا کن به بیماران خود ها را
هوش مصنوعی: همه پزشکان دارو دارند، اما هرگز نمیدانند که نظر رحمت چگونه میتواند به بیماران کمک کند. پس به بیماران خود با محبت و رحمت رفتار کن.
بسی گریم ز شوق تو، بسی نالم ز درد تونظر فضلی فراوان کن، به مشتاقان خود ها را
هوش مصنوعی: من به شدت از شوق تو گریه میکنم و به خاطر درد تو ناله میکنم. به منم و دیگر عاشقان خود، نظر لطف و کرم فراوانی داشته باش.
اگر این یار مشتاق است، گدای شب که بیدارستنباید سخت بیرحمی به درویشان خود ها را
هوش مصنوعی: اگر این دوست عاشق و علاقهمند است، پس نباید به کسانی که در تاریکی شب بیدارند و در انتظارند، بیرحمی کند و به آنها سخت بگذرد.